چنانچه ايشان پندارند كه من خوابيدهام و از عقب من نيايند و آن حضرت بيرون فرمود و سورهء يس مىخواند و مشتى خاك بر سر ايشان پاشيد و ايشان هيچكدام آن حضرت را نديدند .
چون وقت صبح بود ايشان با شمشيرهاى كشيده بر بالين آن حضرت آمدند .
حضرت امير از جامهء خواب بيرون آمد ، گفت : محمّد كجاست ؟ گفت : او اوّل شب بيرون رفت ، شخصى گفت از جملهء ايشان : بلى او اول شب بيرون رفت و مشتى خاك بر سر شما پاشيد . ايشان دست بر سرهاى خود كردند ديدند كه خاك بر سر ايشان است ؛ بيرون رفتند و در آن شب حق تعالى با جبرئيل و ميكائيل فرمود كه من عمر يكى از شما را زيادت از آن ديگرى كردهام . كدام از شما عمر خود را كه زيادت است ايثار مىكنيد بر برادر خود . ايشان هيچكدام ايثار نكردند ! حق تعالى فرمود : ببينيد كه محمّد و على كه برادر يكديگرند چگونه على عليه السّلام جان و عمر خود را ايثار محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرد . و حق تعالى به ملائكه مباهات فرمود ؛ و در اين فقره اشارت واقع شده .
المشهر لذى الفقار على الكفرة المتمرّدين
« 1 »
آن حضرت كشنده است مر ذو الفقار را بر كافران كه تمرّد كردهاند بر حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
و اين اشارت است بدان كه آن حضرت در جميع غزاها كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با كفّار فرمود ذو الفقار را بر ايشان كشيده و ايشان را كشته .
الكاسر لجيش قريش يوم بدر بقتل ثلث المشركين
آن حضرت شكنندهء لشكر قريش است روز بدر به كشتن سه يك از كافران .
و اين اشارت است به جنگى كه آن حضرت روز بدر كرد . روايت كردهاند كه در غزاى بدر چون لشكرها به يكديگر رسيدند ، سه كس از پهلوانان قريش و امراى ايشان يكى عتبه و دوم شيبه و سوم وليد پسر عتبه بيرون آمدند و طلب مبارز
هامش
( 1 ) . اين بند در « غ » به صورت كاملا مغلوط آمده است .