ولاى دين ، نه به ولاى ملك اگر كسى هديهاى به ما آرد ، و نگويد كه صدقه قبول كنيم ، كه رسول صلى اللّه عليه و آله مىگويد مرا به كراع خوانند اجابت كنم ، كراع نام دهى است ، يعنى اگر مرا به ضيافت خوانند به كراع بروم و لو اهدى الى كراع لقبلت ؛ اگر پاچه گوسفندى به هديه به من فرستند قبول كنم و اين سنتى است باقى تا روز قيامت ، اگر كسى هديه پيش ما آرد بپرسيم اگر از زكات باشد رد كنيم ، و اگر هديه باشد قبول كنيم . اين جواب سؤال است كه تو كردى .
هارون او را دستورى داد تا به رقه رفت ، بعد ازين سؤال و جواب . پس اعداء دين سعايت كردند در حق او ، به او گفتند ، يعنى هارون ، كه شيعه بسيار نزد او مىروند از اهل حجاز و عراق و خراسان و اموال بسيار نزد او مىبرند و كار او بالا گرفت ، و ايمن نتوان بود از آنكه او خروج كند و طلب ملك و رياست .
بفرمود تا او را به عراق آوردند و به دست سندى بن شاهك دادند ، و سندى را فرمود تا او را زهر داد . و اين قصه دراز است بدين اختصار كرديم كه اين كتاب احتمال نمىكند كه حالات ياد كنيم .
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 774
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٧٧٤