كاظم گفت : قول خداى عز و جل :
« فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ، ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ »
.
و رسول صلى اللّه عليه و آله ، على و فاطمه و حسن و حسين را صلوات اللّه عليهم در زير گليم برد ، ابناءنا : حسن و حسين بود ، و نساء : فاطمه ، و انفسنا : على ، صلوات اللّه عليهم ؛ و گفت : اتفاق علماست كه جبرئيل عليه السلام در روز احد گفت : اين برابرى كردن است .
رسول گفت : على از من است ، و من از على . جبرئيل گفت : من از شماام يا رسول اللّه ؟ پس گفت : « لا سيف الا ذو الفقار ، و لا فتى الا على » و اين همچنين مدح ابراهيم خليل است عليه السلام . چون گفت :
« سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ »
ما فخر مىآوريم به قول جبرئيل عليه السلام كه گفت : من از شماام .
هارون گفت : نيك گفتى يا موسى .
پس هارون به كاظم گفت : حاجتى كه دارى بخواه .
گفت : اول حاجت آن است كه دستورى دهى تا با حرم جد خود روم با نزد اهل و عيال .
گفت : انديشه كنم ان شاء اللّه تعالى ؛ و به روايتى ديگر هارون گفت : مسأله ديگر بپرسم ؟
كاظم گفت : بپرس .
گفت : شما را نسبت به علم نجوم مىكنند كه شما نيك دانيد ؛ و فقهاى عامه مىگويند كه رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : چون اصحاب مرا ياد كنند خاموش باشيد ؛ و چون در قدر سخن گويند خاموش باشيد ؛ و چون در نجوم گويند خاموش باشيد ، و روايت ديگر كردهاند كه على عليه السلام عالمتر خلايق بود به علم نجوم .
و همچنين مىگويند كه فرزندان وى عالماند به علم نجوم ، آنها كه شيعه ايشان را امام دانند ، و تو امام ايشانى .