تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
كاظم گفت : اين حديث ضعيف است ، در اسناد او طعن زده‌اند ؛ و اگر آن را صحتى بودى خداى تعالى مدح نجوم [ گ 208 ] و انبياء عليه السلام نكردى كه بدان عالم‌اند در حق ابراهيم خليل عليه الصلاة و السلم ، فرمود :
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »
تا آخر آيه . ديگر مىگويد :
« فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ، فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ »
و اگر او عالم نبودى به علم نجوم نظر در آن نكردى و نگفتى كه من بيمار خواهم شد ، پس ادريس عليه السلام عالم‌تر اهل زمانهء خود بود به علم نجوم تا خدا در مدح او تأكيد كرد ، گفت :
« وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ »
. دگر گفت :
« وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً »
تا آنجا كه مىفرمايد :
« فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً »
بدين دوازده برج مىخواهد . و هفت ستارگان سياره ، و آنچه در شب و روز پيدا شود از حوادث به فرمان خداى عز و جل ، و بعد از علم قرآن هيچ علمى از اين شريف‌تر نيست ، و اين علم انبيا و اوصيا است عليهم السلام ، و آن علما كه ايشان ورثهء انبياءاند چنان كه خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ »
و اين علم مىدانيم و آن را انكار نكنيم . هارون گفت : يا موسى ، اين علم را نزد جاهلان و عوام الناس ظاهر مكن تا بر تو تشنيع نزنند ، و من مىترسم كه جماعتى بر تو فتنه شوند چون اين علم تو بشنوند . خود را پوشيده‌دار و در حرم جد خود بنشين و فارغ باش . پس هارون گفت : مسأله ديگر بپرسم به حق قبر و منبر ، و به حق قرابت تو بر رسول صلى اللّه عليه و آله ، كه مرا خبر دهى كه من پيش از تو ميرم يا تو پيش از من ، كه اين به علم نجوم بتوان دانست . گفت : راست گفتى ، مرا ايمن كن . گفت : ترا امان است . گفت : ترا امان است . كاظم گفت : موت من پيش از تو باشد . و اللّه كه دروغ نگويم و وفات من نزديك است .
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 772 | محمد بن حسين رازي