كاظم گفت : از بهر آنكه ازو بوجود آمدهام ، و تو نه ازو به وجود آمدهيى ، اى هارون . هارون گفت : نيك گفتى اى موسى .
پس هارون گفت : چگونه مىگويى كه ما ذريت رسوليم و رسول عليه الصلاة و السلام را عقبه نبود و ذريت فرزند [ گ 207 ] پسر باشد نه فرزند دختر ؟
كاظم عليه السلام گفت : به حق قرابت و گور آنكه در گور است ، يعنى رسول كه مرا از جواب اين مسأله عفو كنى .
هارون گفت : عفو نكنم الا كه مرا خبر دهى به حجت شما فرزند على ، و تو امام و عالمتر ايشانى ، چنين مرا خبر دادند ، و از هرچه از تو خواهم پرسيد ترا عفو نكنم الا كه جواب آن بگويى ، و دليل از قرآن به يارى .
و شما دعوى مىكنيد فرزندان على كه هيچ الف يا واو نيست الا كه تأويل آن نزد شما است به دليل و قول خداى عز و جل : الآية :
« ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ »
و شما از رأى و قياس فقها مستغنىايد .
كاظم عليه السلام گفت : دستورى هست كه جواب گويم ؟
گفت : بلى .
كاظم عليه السلام گفت : « اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم ،
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
،
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ، وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ »
.
پدر عيسى كه بود ؟
هارون گفت : عيسى را پدر نبود .
كاظم عليه السلام گفت : او را الحاق پدرى انبيا از مريم بود ، عليها السلام همچنين ما ذريت رسوليم صلى اللّه عليه و آله از قبل فاطمه صلوات اللّه عليها .
دگر گفت : زيادت خواهى بدين دليل ؟
هارون گفت : بگو .