عليه و آله گفت كه :
« اقضاكم على » و همچنين عمر گفت : « على اقضانا » ، و اسم قضا نامى جامع است هرچه رسول صلى اللّه عليه و آله اصحاب را بدان مدح كرده است از علم فرايض و قراعت جمله داخل است در تحت قضا .
گفت : زيادت كن يا موسى .
كاظم عليه السلام گفت : مجلس امانت است ، خصوصا مجلس تو .
گفت : باكى نيست .
كاظم گفت : رسول ميراث نداد آن را كه هجرت نكرد و ولايتش ثابت نشد .
هارون گفت : به چه دليل ؟
كاظم عليه السلام گفت : بقول خداى عز و جل :
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ »
و عم من عباس هجرت نكرد . هارون گفت : سوگند مىدهم يا موسى ، اين سخن با هيچ كس از اعداى ما گفتهاى ، يا با فقها گفتهاى ؟
كاظم عليه السلام گفت : كس اين مسأله از من نپرسيده است غير از تو .
پس هارون گفت : چرا خاص و عام شما را مىگويند يا بن رسول اللّه ، و شما فرزندان علىايد و فرزندان نسبت با پدر باشد نه مادر ، و فاطمه ظرفى است و رسول جد شما است از قبل مادر .
كاظم عليه السلام گفت : اگر نبى را حشر كنند و دختر تو خواهد ، تو دختر را به دو دهى ؟
گفت : چرا ندهم و بدين معنى فخر آورم بر عرب و عجم و جمله خلايق .
كاظم گفت : رسول صلى اللّه عليه و آله دختر من نخواهد طلبيد و من نيز ندهم .
هارون گفت : چرا ؟