باشد آزاد بايد كرد و دليل اين قول خداى تعالى :
« حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ »
و ميان عرجون قديم كهن شش ماه باشد .
مهر ديگر برگرفتم ، زير آن نوشته بود : سؤال ديگر :
« چه گويد عالم در حق شخصى كه گويد خداى را بر من است كه مال بسيار به صدقه دهم ؟ »
الجواب ، نوشته بود : « اگر آنكه اين سوگند خورده از اصحاب دراهم است هشتاد و چهار درهم به صدقه دهد ، و اگر از اصحاب دنانير است هشتاد و چهار دينار بدهد ، و اگر از اصحاب گوسفند است هشتاد و چهار گوسفند بدهد ، و اگر از اصحاب اشتر است هشتاد و چهار اشتر بدهد . دليل اين قول خداى عز و جل است :
« لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ »
. و غزوات پيش از حنين هشتاد و چهار بود .
و مهر سيم بگشود ؛ سؤال زير آن نوشته بود :
« چه گويد عالم در حق شخصى كه نبش گور كند ، و سر مرده ببرد ، و كفن برگيرد ؟ »
الجواب : « دستش ببريد از بهر بيرون آوردن كفن از حرز ، و صد دينار بستانيد از بهر سر بريدن مرده كه آن بمنزلت بچه باشد در شكم مادر پيش از آنكه روح در تن وى آيد ؛ بيست دينار از آن نطفه باشد ، و بيست دينار از آن علقه ، و بيست دينار از آن مضغه ، و بيست دينار از آن لحم ، و بيست از آن تمام خلقت ؛ و اگر روح درش آمده بودى هزار دينار واجب بودى و آن از بهر مرده به صدقه دهند ، و ورثه را از آن هيچ نرسد . »
محمد بن ابراهيم گويد ، در حال به خانه رفتم ، و متاع نزد وى بردم ، و پيش وى مىبودم تا در خدمت وى به حج رفتم ، و حج بكردم و به خراسان رفتم .
قوم استقبال من كردند . [ گ 204 ] شطيطه در ميان ايشان بود . او را سلام كردم ، و حال به حضور ايشان بگفتم ، و جامه و دراهم به وى دادم ، نزديك آن بود