تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
بخوردم ، گفتم : يا رسول اللّه ، دگر به من ده . گفت : بست . « 1 » روز ديگر پيش صادق عليه السلام رفتم ، طبقى پيش وى نهاده بود ، و مىخورد ، دستارى بر سر طبق پوشانيده ، گفتم : يا امام ، بهر من بده ، يكى بداد ، بخوردم ؛ يك يك مىداد تا هشت بخوردم ، گفتم : بيش بده . گفت : بست . صادق عليه السلام گفت : اگر رسول زيادت از هشت داده بودى من نيز زيادت بدادمى .

در ظاهر شدن معجزات وى در چيزهاى چند مختلف

سعد بن اشكاف روايت كند از سعد بن طريف كه گفت : نزد صادق عليه السلام بودم ، مردى بيامد از كوهستان ، هديه‌ها و طرايفى چند پيش صادق آورد ، و انبانى در ميان آن تحفه‌ها بود پر از قديد و نان ، آن را بر كود كرد « 2 » پيش صادق عليه السلام ؛ گفت : اين قديد برگير و به سگان ده . مرد گفت : از مسلمانى خريدم . گفتند : كشته است . صادق گفت : با انبان نه ، چنان كه بود . پس به آن مرد گفت : برخيز ، اين را در خانه بر ، در گوشه‌اى بنه . مرد آن را در خانه برد ، و در گوشه‌اى بنهاد . پس صادق عليه السلام دعايى گفت كه ما فهم نكرديم . آوازى شنيديم از قديد ، كه اى قوم مثل من انبياء و اوصياء نخورند من مردارم . مرد انبان بر - گرفت و پيش صادق عليه السلام ، آمد ، و آنچه از قديد شنيده بود با او بگفت . صادق عليه السلام گفت : اى هارون ، نمىدانى كه ما دانيم آنچه ديگران
هامش
( 1 ) يعنى بس ترا . ( 2 ) كود كردن يا كوت كردن : يك جا انباشتن
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 727 | محمد بن حسين رازي