بخوردم ، گفتم : يا رسول اللّه ، دگر به من ده .
گفت : بست . « 1 » روز ديگر پيش صادق عليه السلام رفتم ، طبقى پيش وى نهاده بود ، و مىخورد ، دستارى بر سر طبق پوشانيده ، گفتم : يا امام ، بهر من بده ، يكى بداد ، بخوردم ؛ يك يك مىداد تا هشت بخوردم ، گفتم : بيش بده .
گفت : بست .
صادق عليه السلام گفت : اگر رسول زيادت از هشت داده بودى من نيز زيادت بدادمى .
در ظاهر شدن معجزات وى در چيزهاى چند مختلف
سعد بن اشكاف روايت كند از سعد بن طريف كه گفت : نزد صادق عليه السلام بودم ، مردى بيامد از كوهستان ، هديهها و طرايفى چند پيش صادق آورد ، و انبانى در ميان آن تحفهها بود پر از قديد و نان ، آن را بر كود كرد « 2 » پيش صادق عليه السلام ؛ گفت : اين قديد برگير و به سگان ده .
مرد گفت : از مسلمانى خريدم . گفتند : كشته است .
صادق گفت : با انبان نه ، چنان كه بود . پس به آن مرد گفت : برخيز ، اين را در خانه بر ، در گوشهاى بنه . مرد آن را در خانه برد ، و در گوشهاى بنهاد . پس صادق عليه السلام دعايى گفت كه ما فهم نكرديم . آوازى شنيديم از قديد ، كه اى قوم مثل من انبياء و اوصياء نخورند من مردارم . مرد انبان بر - گرفت و پيش صادق عليه السلام ، آمد ، و آنچه از قديد شنيده بود با او بگفت .
صادق عليه السلام گفت : اى هارون ، نمىدانى كه ما دانيم آنچه ديگران
هامش
( 1 ) يعنى بس ترا .
( 2 ) كود كردن يا كوت كردن : يك جا انباشتن