بديشان نمايد تا حجت باشد بر خلق ، و چون ايشان را به دوزخ برند ، گويند :
« أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ ؟ قالُوا : بَلى ، وَ رَبِّنا » *
گويند : بلى ، خداوندا كه حق است .
« قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ » *
عذاب چشيد به سبب آنكه انكار حق كرديد .
گفت : بعد از آن از ميان انگشترى بود بيرون آورد ، و قضيب و لوح كه نامهاى ائمه صلوات اللّه عليهم بر آن نوشته شده است .
آنگه گفت : سبحان از آن خداى كه همه چيز مسخر او كرد ، و مقاليد آسمان و زمين در فرمان او كرد تا نايب خداى تعالى باشد و اقامت حدود كند [ گ 188 ] در ميان خلق ، چنان كه به دو فرموده است تا حجت خداى بر خلق ثابت شود ، از بهر آنكه امام حجت خداست بر خلق .
پس گفت : در اندرون آى ، تو و اين جماعت كه با تو حاضراند به اخلاص و يقين و ايمان .
گفت : ما با جماعت در اندرون رفتيم .
گفت : يا موسى ، آن ركوه مىبينى كه در صفه نهاده است بيار . آن را پيش وى بردم ، گفت : بادبيزنى بر سر ركوه نهاد ، و چيزى آهسته مىخواند ، گفت در [ ب ] ستهاى زر ديدم كه از آنجا بيرون مىآورد تا چندان بيرون آمد كه حايل شد ميان من و او .
پس گفت : اى موسى ، بسم اللّه الرحمن الرحيم ، لقد كفر الذين قالوا ان اللّه فقير و نحن اغنياء » بدرستى كه كافر شدند آن كسانى كه گفتند خدا درويش است و ما توانگر ، ما مال شما نمىخواهيم از بهر آنكه ما درويشيم از بهر آن مىستانيم تا بر فقراء اولياء ما صرف كنيم ، و خدا آن را بر شما واجب كرده است .
خداى عز و جل مىگويد :
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ »