الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا »
آيت كه خداى تعالى به دو نمود آن بود كه ، انبيا و رسل اولين و آخرين جمع كرد ، پس جبرئيل را فرمود تا بانك گفت ، هر كلمه دو بار و قامت گفت ، همچنين دو بار ، حى على خير العمل گفت . پس رسول صلى اللّه عليه و آله فراپيش رفت و جمله انبيا از پس وى نماز كردند . چون فارغ شد خداى تعالى فرمود :
« وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ »
رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : چه گواهى مىدهيد و چه مىپرستيد ؟
گفتند : گواهى ميدهيم كه خدا يكيست بىشريك ، و تو رسول خدايى ، عهود و مواثيق از ما بستدند . گفت راست گفتى اى ابو جعفر ؛ دگر گفت : مرا خبر ده از قول خداى تعالى
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ »
كدام زمين را بدل كنند .
باقر عليه السلام گفت : زمنى اسفيد از نان ، از آن مىخورند تا از حساب فارغ شوند .
گفت : ايشان مشغول شوند و اكل و شرب بر خاطر ايشان بگذرد از هول قيامت . باقر گفت ، عليه السلام ، هول و خوف ايشان در عرصات بيش بود يا در دوزخ ؟ نافع گفت : در دوزخ خوف و ترس بيش بود . [ گ 178 ]
باقر گفت : خداى عز و جل مىفرمايد كه : اصحاب دوزخ آواز دهند اصحاب بهشت را كه
« أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ »
ترس دوزخ ايشان را از آن بازنداشت كه طلب طعام و شراب كردند ، حميم و زقوم بخوردشان دادند . نافع گفت : راست گفتى يا ابا جعفر ، پس گفت : مسأله ديگر مانده است .
باقر گفت : كدام مسأله است ؟
گفت : خبر ده مرا كه وجود بارى تعالى كه بود ؟
باقر گفت عليه السلام : مرا خبر ده كه كدام وقت نبود تا من ترا خبر دهم كه كدام وقت بود ، سبحان آن خدايى كه هميشه بود و هميشه باشد ؛ فردى ،