تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧

باب پنجاهم در احتجاج باقر صلوات اللّه عليه با جماعتى در اصول و غير آن

روايت كند محمد بن مسلم از باقر عليه السلام ، در معنى قول خداى :
« وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى »
گفت هر كه آفرينش آسمان و زمين و اختلاف شب و روز و دوران فلك به شمس و قمر و آيات عجيب دليل نسازد و نداند كه وراى اين‌ها چيزى ديگر مىبايد كه خالق اينها باشد ، او در آخرت كورتر باشد از بهر آنكه بدانچه مىبيند اعتبار نمىگيرد . نافع بن ازرق از باقر عليه السلام پرسيد كه مرا خبر ده كه خداى تعالى كه بود ؟ گفت : مرا خبر ده كه كدام وقت نبود تا من ترا خبر دهم كه كدام وقت بود ، « سبحان من لم يزل و لا يزال فردا صمدا لم يتخذ صاحبة و لا ولدا » روايت كند عبد اللّه بن سنان از پدرش ، گفت : حاضر بودم نزد باقر صلوات اللّه عليه و آله ، يكى از خوارج نزد وى آمد ، و گفت : يا ابا جعفر ، چه مىپرستى ؟ گفت : خداى تعالى . گفت : او را ديدى ؟ گفت : ، بلى چشم‌ها به مشاهده بصر او را نديد ، اما دل‌ها به حقايق ، او را ديد ، او را بقياس نتوان دانستن ، و بحواس در نتوان يافت ، و مشابهت با مردم نتوان كرد ، موصوف است به آيات ، معروف است به دلايل ، جور نكند در حكم ، آن خداى است كه جز او خدايى نيست . بيرون رفت ، و ميگفت :
« اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ »
. روايت كند محمد بن مسلم كه باقر عليه السلام ، گفت : در صفت قديم يكى