تو دادهايم و مرد جواد سخى ، يعنى على ، اگر ترا پسر نيست نسل تو از صلب او تا قيامت منقطع نشود ، چنان كه گفت رسول صلى اللّه عليه و آله كه : همه نسب و حسب منقطع شود الا حسب و نسب من ، و گفته است [ گ 138 ] ذريت و نسل من از صلب على باشد . معنى آن باشد كه التفات به قول دشمن مكن و متغير مشو از آنچه ترا گفت پسر نيست كه جوادى سخى به تو داديم كه نسل تو از صلب او باشد .
« فصل لربك » نماز عيد كن . و اين سورت در منا فرو آمد . چون عاص آن سخن بگفت « و انحر » و بعد از نماز قربان كن كه دشمن تو ابتر است . يعنى عاص بن وايل ابتر است و فرزند ندارد .
اين معنى و تفسير لايق كلام حكيم است از اول تا آخر ، و اثبات آن كرد كه عمرو بن عاص حرام زاده است از بهر آنكه گفت : عاص ابترست و فرزند ندارد .
و چون عاص را فرزند نباشد عمرو نه ازو باشد ، و اگر از عاص در حرام زاد [ گى ] كه شكى نيست از بهر آنكه چون از مادرش سؤال كردند كه از آن كيست ، گفت :
ده كس از حريفان خود برشمرد از قريش ، گفت از يكى اينان است و او را شوهرى نبود تا گويند كه ممكن بود كه از حلال به وجود آمده باشد . و از آن اين ده كس را از قريش تعيين كرد تا چون قرعه زنند و او به يكى ازين قوم افتد گويند از قريش است . و اگر چه مادر او به هر كه رسيدى از قريشى يا حبشى يا زنگى يا هندى از بنده و آزاد منعى نبودى و مطيع ايشان شدى .
آنچه گفتهاند كه « و انحر » معنى اين كلمه آنست كه در نماز دستها بر سينه نه تعسف باردست ، از بهر آنكه امت درين مسأله آنچه ظاهر است سه فرقهاند : مالك و اصحابش گويند : سنت است كه در نماز دستها فروگذارند ، و همچنين زيديان جارودى . و اگر دست بر هم نهند باطل نباشد و نزد بقيه اهل سنت آنست كه دست بر هم نهند ، و اگر دست فروگذارد نماز درست بود . و نزد اماميه اگر در حال اختيار دست بر هم نهد نماز باطل بود . و هيچ كس از امت نگفتهاند كه دست بر هم نهادن واجبست . و اگر گويند « و انحر » امر ندب است نه امر وجوب ، چون
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 640
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٦٤٠