تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
اما آنچه گفتى در قتل عثمان ، اى بىحياى بىدين ؛ آتش برافروزانيدى ، و خلق را بر وى انگيختى پس به فلسطين گريختى در انتظار آنكه حال او به چه مىرسد . چون خبر قتل وى شنيدى خود را با معاويه دادى ، و دين را يا خبيث به دنيا بفروختى ، من ترا بر بغض و عدوان بنى هاشم ملامت نكنم و حب ايشان از تو طمع ندارم بعد از آنكه مادر تو در بنى ثقيف گرديدى با بندگان ايشان بودى تا با وى فساد كنند . و چون تو به وجود آمدى ده كس از قريش دعوى كردند كه تو از ايشانى و بر تو قرعه زدند تا قرعه بر عاص بن وايل افتاد . آنگه ترا عمرو بن عاص خواندند . بدان كه آنچه حسن بن على عليهما السلام گفت در حق عمرو بن العاص كه او حرام زاده است قرآن بر آن گواهى مىدهد ، به تصديق قول وى خلاف نيست ميان امت رسول صلى اللّه عليه و آله كه عاص وايل سهمى در موسم برخاست گفت : من دشمن محمدم و محمد ابترست و فرزند ندارد ، چون مرد ذكر او منقطع شود ، خداى عز و جل سورة فرستاد :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ، فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ ، إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »
و اين سورت از اول تا آخر در حال و قصهء عاص بن وايل فرستاده است . و جماعتى از اهل سنت تفسير اين سورت گويند : خداى تعالى مىگويد : اى محمد ، ما حوض كوثر به تو داريم ، فصل لربك ، نماز كن از بهر خدا ، و انحر ، و دستها بر سينه نه در نماز ، و دشمن تو ابترست . هيچ مناسبت ندارد و نه لايق كلام حكيم ، و معنى آن باشد . پس چون عاص وايل در موسم ندا كرد كه من دشمن محمدم خداى تعالى سورة فرستاد : اى محمد : ما خير عظيم به تو داده‌ايم و آن كوثر است . در لغت مردى باشد سخى ، و گفته‌اند : نهريست در بهشت ، و روا باشد كه آنجا به هر دو بر رسول ، صلى اللّه عليه و آله منت مىنهد . مىگويد : اى محمد ، غمناك مشو از قول عاص بن وايل كه مىگويد : محمد ابترست كه ما حوض كوثر به