لا تركنن الا لامر تقلدنا * و الراقصات الى مكه الحرقا
فالموت اهون من قول الصباة لناه * خلى ابن هند ذى العزّى لنا فرقا
و از جمله عمر توليت به تو داد ، با او خيانت كردى و عثمان ترا ولايت شام داد از نصرت وى تقاعد كردى و عظيمتر ازين همه دليرى كردن و جسارت با خداى تعالى با على مصاف كردى و علم و فضل و سابقهء او مىدانى ، در چيزى كه او بدان اولىتر است از نزد خدا و رسول و خلق ، و با خلايق خيانت كردى و به مكر و خديعت خون از هزار خلق بريختى ، و با خلق خدا تخليط و تمويه كردى . و اين آن كس كند كه به قيامت ايمان ندارد و از عقوبت نترسد . چون اجل برسد بازگشت توبه بترين موضع باشد ، و بازگشت على به بهترين مواضع از بهشت عدن ، و اللّه لك بالمرصاد « 1 »
اين خاص از آن تو است اى معاويه ، و آنچه ياد كردم از مساوى و عيوب تو از بهر آن ترك كردم تا دراز نشود .
جواب دادن حسن على عليهما السلام آنچه عمرو بن عثمان بن عفان گفت :
اما تو اى عمرو بن عثمان ، از حماقت تو ، سزاوار نيستى كه تتبع كارهاى خير كنى . اما مثل تو هم چنان است كه پشه به نخل انگبين گفت : ساكن باش كه من مىخواهم كه از پشت تو فرو آيم نخل او را جواب داد كه : مرا خبر نيست از افتادن تو بر من ، چگونه بر من سخت باشد فرو آمدن تو از من ، و اللّه ندانستم كه تو توانى معادات من ، تا بر من سخت باشد . [ گ 136 ] ، اما جواب تو مىدهم در آنچه گفتى . خبر ده مرا كه سب كردن تو على را ، از بهر آن كردى كه نقصان در حسب على هست ، يا او را از قرابت رسول صلى اللّه عليه و آله . دور است ؟ يا از براى آن كردى كه او در اسلام بلاها نكشيد ، يا در نصرت دين ، يا در حكمى جور كرد ، يا در دنيا رغبت كرد ؟ اگر گويى يكى از اينها كرد دروغ گفته باشى ، اما
هامش
( 1 ) ان ربك لبالمرصاد قرآن