سوگند مىدهم شما را ، مىدانيد كه چون وفات رسول عليه السلام نزديك شد و اهل بيت نزد وى حاضر بودند ، گفت : خدايا اينان اهل و عترت مناند ؛ گفت : خدايا تو دوست دار آن را كه ايشان دوست دارد ، و نصرت ده ايشان را بر دشمنانشان ؛ گفت : مثل اهل بيت من در ميان شما مثل سفينهء نوح است هر كه در آنجا نشست نجات يافت ، و هر كه از آن بازپس افتاد غرق شد .
سوگند مىدهم شما را ، مىدانيد كه اصحاب رسول صلى اللّه عليه و آله سلام بر على كردند به ولايت او در حيات رسول صلى اللّه عليه و آله .
سوگند مىدهم شما را به خدا ، كه مىدانيد كه على اول كسى است [ گ 134 ] كه لذات و شهوات بر نفس خود حرام كرد از اصحاب نبى صلوات اللّه عليه و آله ، خداى عز و علا آيت فرو فرستاد .
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ، وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً ، وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ »
.
و علم منايا و قضايا و فصل خطاب و علم رسول و منزل قرآن نزد وى بود ، و او در ميان قومى بود ، و خداى تعالى خبر داد كه ايشان مؤمناناند و شما در ميان قومى بوديد كه بر هر يك به عدد ايشان لعنت كردند ايشان را بر زبان رسول صلى اللّه عليه و آله .
گواهى دهم شما را و گواهى دهم بر شما كه خداى شما را لعنت كرده است بر زبان رسول صلى اللّه عليه و آله .
سوگند مىدهم شما را مىدانيد كه رسول صلى اللّه عليه و آله ، به معاويه فرستاد او را ، مىخواند تا خطى نويسد از نبى به بنى خزيمه در آن وقت كه خالد وليد ايشان را غارت كرده بود . مرد بازآمد ، گفت : نان مىخورند . سه بار رسول كس فرستاد هر بار بازمىگرديد ، مىگفت : نان مىخورند . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : خدا ، شكم وى سير مگردان ! و تو آن مىيابى در شهوت