و هر دو بيعت كرد ، بيعت رضوان و بيعت فتح ؛ و تو يا معاويه ، به اول كافر بودى ، و به دوم ناكث . دگر سوگند مىدهم شما را به خدا كه مىدانيد كه من حق ميگويم كه على به شما رسيد روز بدر ، و با او رايت رسول بود ، و با تو رايت مشركان كه لات و عزى مىپرستيدند ، و اعتقاد تو آن بود كه حرب با رسول صلى اللّه - عليه و آله و با مؤمنان فرض واجب است . و در روز احد شما را ديد و با او رايت رسول و با تو رايت مشركان ، و در احزاب آيت به شما رسيد ، و با او رايت رسول بود ، و با تو رايت مشركان . در همه حال خداى تعالى حجت او را ظفر مىداد ، و دعوت او حق مىگردانيد ، و تصديق حوادث او مىكرد ، و نصرت و رايتش مىداد ، و رسول صلى اللّه عليه و آله ، در همه مواطن ازو راضى بود .
و سوگند مىدهم شما را به خدا كه مىدانيد كه رسول ، صلى اللّه عليه و آله در حصار بنى قريظه رايت مىداد و بنى نضير عمر را بفرستاد با رايت مهاجران و سعد بن عبادة با رايت انصار ، سعد را مجروح كردند و او را با جراحت بازآوردند ، و عمر بازگرديد ، اصحاب خود را بد دل مىكرد ، و ايشان او را بد دل مىكردند .
رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : علم را به يكى دهم كه خدا و رسول او را دوست مىدارند حملهبرندهاى كه به هزيمت نرود ، و بازنگردد تا خداى عز و جل بر دست او بگشايد . ابو بكر و عمر و مهاجر و انصار پنداشتند كه بديشان خواهد داد . و على را چشم سخت درد مىكرد . روزى ديگر رسول صلى اللّه عليه و آله على را بخواند و آب دهن در چشم وى انداخت چشم او درست شد و رايت به دو داد .
[ گ 133 ] برفت و بازنگرديد تا خيبر را بگشود به منت و طول خداى تعالى ، و تو آن روز به مكه بودى عدو خداى و رسول ، هرگز راست باشد مردى كه يارى دين خدا و رسول خدا داده باشد با كسى كه دشمن خدا و رسول باشد ؟
سوگند مىدهم و مىخورم كه دل تو هنوز مسلمان نشده است اما زبان از بيم ، چيزى مىگويد كه در دل نيست .
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 631
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٦٣١