و بارى تعالى امت محمد را عليه الصلاة و السلام مهلت داده است .
پس ازين جهت محمد رحمت عالميان است كه عذابهائى كه در امم سابقه فرود آمد در مدت بقاء دين محمد فرود نيامد . و رسول صلى اللّه عليه و آله چون فرمود كه درهاى مردم از مسجد برگيريد و يك در بگذاشت . گفتند ؛ درهاى ما برگرفتى ، و از آن على بگذاشتى و او به سال از ما كوچكتر است ، گفت :
نه من در بر شما برگرفتم ، و در او بگذاشتم ، و لكن مرا چون فرمود فرمان بردم :
و آنچه گفتند او به سال از ما كوچكتر است خداى تعالى يوشع بن نون را كوچك نداشت ، چون به موسى فرمود عليه السلام كه او را وصى كن ، و يوشع را آن وقت هفت سال بود .
و همچنين خال عيسى عليه السلام ، زيرا كه خداى عز و جل عالم است به عواقب امور ، و او را معلوم بود و داند كه اوصياء بعد آن انبياء كافر نشود ، و از عصمت بيرون نيايند .
و چون سورة براءة فرو آمد ، رسول صلى اللّه عليه و آله بدان كه دانست كه بعد از رسول [ گ 112 ] او را فرا پيش دارند و بر وصى اختيار كنند ، بداد تا او بر اهل موقف خواند .
چون از پيش رسول رفت وصى را فرستاد تا خط ازو بازستاند و او را بازگرداند ، و وصى خط بر اهل مكه خواند در موقف ، و گفت ، خداى عز و جل وحى فرستاد و فرمود كه از تو نرساند الا آنكه از تو باشد ، و آن را دليل كرد بر خيانت آنكه دانست كه امت او را فراپيش وصى دارند .
پس او را بازگردانيد و صاحب او را تحت اللواء علم عاق عمرو بن عاص كرد و به غزو ذات سلاسل فرستاد ، و عمرو بن عاص ايشان را فرموده بود تا به شب حراس لشكر كردندى ، و ختم كار ايشان بر آن كرد كه نزد وفات خود ايشان را
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 596
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٥٩٦