تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
راست تو مىنشينند متفرق ، طمع مىدارند هر يك از ايشان كه در بهشت نعيم شوند كلا ، يعنى در بهشت نشوند . و گفت :
« يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ »
يعنى هر كس روز قيامت با امام خود به محشر آيند و نام ايشان و مادران و پدرانشان ياد كرد ! نكرد و گفت :
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
و اين چنان فرمود كه ، كل شيئى هالك إلّا دينه ، يعنى همه چيز هلاك شود الا دين ، زيرا كه محال است كه از بارى همه هلاك [ گ 110 ] شوند الا وجه ، و او جل و عز ، منزه است از اجزاء و فناء و زوال ، آن چيز هلاك شود كه غير ازوست ، چنان كه گفت :
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ »
فرق كرد ميان خلق و وجه . و آنچه گفتى كه :
« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ [ مِنَ - النِّساءِ ]
در يتامى با نكاح نسبتى ندارد و نه همه زنان يتيم باشند . بدان كه اين معنى چنان است كه گفتند ، و از ميان الا تقسطوا فى اليتامى و فانكحوا ما طاب لكم ، چيزى افكنده‌اند يا افتيده است و ازين جهت و امثال اين مبطلان و ملحدان طعن زدند در قرآن . اما آنچه گفت :
« وَ ما ظَلَمُونا » *
ظلم بر ما نكردند بلكه ظلم بر نفس خود كرد تا خلق قدر و منزلت ايشان نزد خداى تعالى بدانند ، و آنكه ظلم بر ايشان كند همچنان بود كه ظلم بر خداى كرده باشد و ما ظلمونا چون اولياء ما را دشمن داشتند و يارى اعداء ايشان دادند ظلم بر نفس خود كردند كه از ثواب محروم شدند و بهشت بر خود حرام كردند و خلود بر خود واجب كردند . و آنچه مىفرمايد :
« إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ »
خداى جل جلاله عزائم و شريعت و آيات فرائض در اوقات مختلف فرو فرستاد چنان كه آسمان و زمين به شش روز بيافريد ، و اگر كسى كه بطرفة العين بيافريد اما غرض آن بود تا آهستگى و مدارا با امنا آموزد ؛ و حجت بر خلق واجب كرد تا اول ايشان را در قيد آورد با اقرار كردن به وحدانيت و ربوبيت و گواهى بر آن كه جز وى ديگر نيست چون بدان اقرار كردند بعد از آن اقرار ستد نبوت و رسالت محمد صلى اللّه عليه و آله بعد از