تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
و اما آنچه گفتى كه خداى عز و جل مىگويد :
« وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا »
و قوله تعالى :
« وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى »
، و قوله تعالى :
« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ » *
تا آخر آيت آن حق است و صواب ، و آمدن حق تعالى نه آمدن بود مانند ما ، و او آفريننده هر چيز است از كتاب او و تأويل آن غير تنزيل بود و تأويلش به سخن بشر نماند و نه به فعل بشر ، و من ترا مثالى كه آن كفايت بود ان شاء اللّه مىگويم و آن حكايت كه خداى عز و جل از ابراهيم عليه السلام مىگويد ، مثال اينست كه : ابراهيم گفت :
« إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي »
من نزد خداى تعالى خواهم رفت . تأويلش آن است كه من به عبادت خداى تعالى خواهم رفت و در آن جد و جهد خواهم نمود ، اين تأويلى است و جايى ديگر مىفرمايد : « الآية :
وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ »
و گفت :
« أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ »
به انزال ، اينجا آن مىخواهد كه آن را بيافريدم نه آن كه هشت جفت چهارپايان و آهن از آسمان فرو فرستادم . و آنچه مىگويد :
« قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ »
اينجا ، جاحد مىخواهد ، يعنى ، بگو اين قوم را كه دعوى مىكنند كه عيسى پسر خدا است اگر خداى را پسرى هست من اول كسى باشم كه انكار آن صانع كنم ، زيرا كه هر كه او را پسر باشد خدايى را نشايد . و آنچه گفت :
« يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ »
اين خطاب با رسول است صلى اللّه عليه و آله مىگويد : اى محمد ، اين منافقان و مشركان كه ايمان نمىآرند اين همه معجزات كه از تو مىبينند انتظار آن مىكنند كه ملائكه به ايشان آيند و معاينه ملائكه را ببينند ، يا خداى تعالى بديشان آيد . يعنى فرمان خداى تعالى بديشان آيد ، يا عذابى بديشان فرستد ، و آيات آنجا عذاب مىخواهد در دنيا ، چنان كه به امت پيش فرستاد و ايشان را هلاك كرد ؛ و مىگويد :