بيرون رفتند . پس درست دانستيم كه نماز و روزه و زكات و حج و صدقه سود ندارد الا بعد از تحصيل راه نجات و تبع حق شدن . و خداى عز و جل رسل و كتب و ملائكه فرستاد و راه راست و حق بيان كرد تا خلايق را عذرى نباشد و حجت نيارند در قيامت ، چنان كه فرمود :
« رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ
[ 102 ] گ
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ »
يعنى تا خلق را حجتى نباشد بعد از فرستادن رسل .
و هيچ زمانه خالى نبود از كسى كه عالم بود بدانچه خلق محتاج آن باشند ، و ايشان را راه نجات بيان كند . و اين قوم كه طلب نجات كنند اندك باشند ، و خدا بيان كرده است در امتان انبياء گذشته و ايشان را مثال ساخت قومى را كه از پس ايشان آيند .
در قوم نوح ، عليه السلام ، مىگويد :
« ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ »
به دو ايمان نياوردند الا اندكى .
در امت موسى عليه السلام مىگويد :
« وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ »
يعنى در بنى اسرائيل بعضى هستند كه راه حق مىدانند و بر آن كار كنند .
و در حق عيسى عليه السلام و قومش از جمله بنى اسرائيل مىفرمايد كه عيسى ، عليه السلام ، بنى اسرائيل را گفت : كه از شما امثال من است ؟ حواريان گفتند : ما انصار خداييم ، ايمان به خدا آورديم گواه باش كه ما مسلمانيم ، يعنى تسليم مىكنيم فضل اهل فضل ، جز از حواريان كس اجابت عيسى نكرد .
حق سبحانه و تعالى عالم را و آنچه بدان محتاج باشند از احكام دين قومى نصب كرده است كه ايشان اهل آناند و طاعت ايشان بر جملهء خلايق واجب كرده است . چنان كه گفت :
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
فرمان خدا بريد و آن رسول خدا و خداوندان امر ،
و جايى ديگر مىفرمايد :
« وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ »
، اگر رد با رسول كنند و با اولو الامر ، و اولو الامر دانند .