تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
و مىگويد :
« وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ » *
چگونه بر خدا ظلم توان كرد و اين ظالم كدام‌اند ؛ و مىگويد :
« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ »
و مخالفان اسلام را مىبينيم كه بر باطل مىروند و مقيم شده‌اند و از آن نمىگردند و اهل مذهبهاى « 1 » مختلف يكديگر را لعنت مىكنند . پس اين رحمت كجاست و شمايل عام كه خبر داده است و فضل محمد نهاده است بر جملهء انبياء و مىبينيم كه پيش از آنكه او را ثنا گفته است او را عيب مىكند و از آن مرتبت فرو مىآورد به چيزى چند كه مثل آن به هيچ تنى خطاب نكرده است چنان كه مىگويد قوله تعالى :
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ »
و مىگويد : قولى تعالى :
« وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا ، إِذاً لَأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَ ضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً »
و مىگويد قوله تعالى :
« وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ »
؛ و مىگويد :
« ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَ لا بِكُمْ »
و گفت :
« ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ »
؛ و فرمود :
« وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ »
و چون چيزها برشمرده است در امام و او وصى من باشد و نبى به طريق اولى كه همهء چيزها داند و خدا به دو فرمايد . او گفت كه نمىدانم « 2 » كه با من و شما چه خواهند كرد . و اين جملهء حالات متناقض است و امور مشكل . اگر رسول و كتاب حق‌اند من هالك باشم كه در آن به شك‌ام ، و اگر باطل است مرا هيچ باك نيست . چون اين زنديق از سؤالات فارغ شد امير المؤمنين عليه السلام گفت : « سبوح قدوس تبارك ربنا و تعالى و هو الحى الدائم القائم على كل نفس بما كسبت » اگر در چيزى ديگر شك مىكنى بگو . گفت : يا امير المؤمنين ، آنچه من گفتم
هامش
( 1 ) در اصل : مذاهب‌هاى ( 2 ) در اصل : نمىدانى