تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
و در آيت ديگر مىگويد :
« فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا »
يعنى عذاب بديشان فرستد و همچنين مىگويد :
« فَأَتَى اللَّهُ بُنْيانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ »
يعنى عذابى بديشان فرستد . و اما قوله تعالى :
« بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ »
و قوله :
« الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ »
و قوله تعالى :
« يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ » *
و قوله
« فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ »
بدين بعث و نشور مىخواهد و آنها را لقاء نام كرد . و همچنين مىفرمايد :
« مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ
« يعنى هر كه ايمان دارد كه او را برانگيزند وعدهء خدا ، لآت از ثواب و عقاب ؛ و اين لقاء رؤيت نيست ، بلكه بعث است و مثل اين
« تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ »
يعنى ايمان روز بعث است از ايشان زايل نشود و در دلهاى ايشان ثابت باشد . و آنچه مىفرمايد :
« وَ رَأَى الْمُجْرِمُونَ النَّارَ فَظَنُّوا أَنَّهُمْ مُواقِعُوها »
يعنى يقينشان زيادت شود كه در دوزخ خواهند رفت . و همچنين مىفرمايد : قوله ،
« إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَهْ »
يعنى يقينم شد . و آنچه منافقان مىفرمايد :
« وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا »
آن ظن شك است نه ظن يقين . و ظن دو نوع بود : ظن شك و ظن يقين . هر چه از معاد و قيامت بود آن ظن يقين باشد ، و آنچه از امر دين باشد آن ظن شك بود . پس گفت : اما قوله تعالى :
« وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً »
آن ترازوى عدل است روز قيامت خلق را بدان فراگيرند و جزاى اعمال دهند و داد مظلوم از ظالم بستانند . و آنچه مىفرمايد :
« فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ *
وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ » *
معنى آن كثرت و قلت حساب باشد و خلايق آن روز طبقات باشند و منازل مختلف بعضى را حساب اندك كنند و شادمان با نزد اهل خود روند و بعضى را بىحساب به بهشت برند از بهر آنكه ايشان با دنيا نياميخته باشند و حساب آن را بود كه با دنيا آميخته باشد ، و بعضى را به اندك و بسيار حساب كنند و مصير و بازگشت ايشان به آتش