رسول كار كنند ما اولىتر باشيم بدان ؛ و آنچه كه گفتى كه اجلى معين كردى ميان تو و ايشان در تحكيم ، از بهر آن كردم تا جاهل را روشن شود ، و علم را ثابت باشد كه خداى تعالى درين هديه كار امت به اصلاح آرد ، و به فرو بردن خشم مؤاخذه نكنيم ، تا عجله نكرده باشيم در فرو گرديدن از راه حق ، منقاد اول گمراه نباشيم .
روايت كردهاند كه امير المؤمنين على عليه السلام ابن عباس را نزد خوارج فرستاد ، و او ايشان را مىديد ، و آواز مىشنيد كه ايشان از ميان لشكر بيرون رفته بودند ، مجموع به گوشهاى نشسته به ابن عباس گفتند كه ما چند خصلت بر صاحب تو بگرفتهايم كه هر يك از آن موجب كفر است و دوزخ :
اول آنكه نام خود از امراى مؤمنان محو كرد ، پس خط نوشت [ گ 92 ] ميان او و معاويه ، چون او امير المؤمنين نيست ، و ما مؤمنانيم به دو راضى نمىشويم كه امير باشد .
دوم آنكه شك كردن در نفس خود نمىداند كه او بر حق است يا معاويه ، شك ما از آن او زيادتتر .
سيوم آنكه حكم با ديگرى افكند و او نزد ما حاكمترين مردمان بود .
چهارم آنكه مروان را حاكم كرد در دين خود خدا عز و جل و او را نبود كه مروان را حاكم كند .
پنجم آنكه قسمت كردى ميان ما روز بصره سلاح و اسبان ، و ذرارى و زنان قسمت نكرد .
ششم آنكه وصى بود و وصايت ضايع كرد .
ابن عباس گفت : يا امير المؤمنين ، مقالت قوم شنيدى ، تو اولىتر كه جواب ايشان دهى . گفت : بلى .
پس به ابن عباس گفت : ايشان را بگوى : شما هم راضى هستيد به حكم
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 562
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص٥٦٢