و العجب كه عمر حكم دو آيه كه مىخوانند يا احاديث بسيار با حضور چندين هزار صحابه كه با رسول كرده بودند و ديده ، بينداخت و گفت : هر كه آن بكند من او را عقوبت كنم ، و از خلق احتراز نكرد ، از آيتى كه از قرآن بود و مىبايست نوشت احتراز مىكرد . اين معنى به تمويه و تخليط ماند . اما حكم آيهء اول :
خداى تعالى مىفرمايد :
« فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ »
و آيهء دوم : در متعهء زنان ، خداى تعالى مىفرمايد :
« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً »
و عمر بر منبر شد و گفت : « متعتان كانتا على عهد رسول اللّه فانا احرمهما و اعاقب عليهما : متعة الحج و متعة النساء » مىگويد : دو متعه در زمان رسول بودند من آن را حرام مىكنم ، و اگر كسى آن بكند او را عقوبت كنم : متعهء حج و متعهء زنان . و صحابه برو انكار كردند ، و از آن سخن گفتند ، بدان التفات نكرد .
اگر در اول عهد كه [ جمع قران ] مىكرد آيهء رجم اگر از قرآن بود در مصحف بنوشتى كس از آن سخن نگفتى . و اگر گفتى التفات نكردى ، چنان كه حكم [ دو متعه ] منسوخ كرد و از كس احتراز نكرد ، با آنكه خداى تعالى مىفرمايد :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ [ مِنْها أَوْ مِثْلِها » ]
. مىگويد : نسخ آيتى نكنيم الا كه بهتر از آن بياريم يا مثل آن . و قول عمر نه بهتر از قرآن است و نه مثل قرآن . اگر . . . بود كه درين حكم كس سخن نگويد ، از اين جهت احتراز نكرد و در نوشتن آيه رجم از تشنيع ايمن [ نبود . . . ] [ گ 673 پ ] . اين سخن كسى بود كه تفحص احوال نكرده بود و از مطالعهء كتب احاديث و تواريخ حظى نيافته باشد .
بخارى در صحيح روايت مىكند از مطرف از عمران كه او گفت : حج تمتع كرديم در زمان رسول ، و قرآن بدان فرو آمد ، تا يكى بيامد به راى خود چيزى بگفت چنان كه خواست !
و در باب مغازى از صحيح روايت كند از ابو رجاء از عمران بن حصين گفت : آيهء متعه در قرآن فرو آمد و در زمان رسول كرديم و قرآن به تحريم آن فرو نيامد ، و رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، از دنيا رحيل كرد و از آن نهى نكرد ، يكى