تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
و در جزو پانزدهم از صحيح روايت كند از ابن عمرو كه رسول - صلى اللّه عليه و آله گفت : قراءت قرآن از چهار كس طلب كنيد : از عبد اللّه - بن مسعود ، و ابتدا به دو بكرد ، و سالم مولى ابى حذيفه ، و ابى بن كعب ، و معاذ [ بن جبل ] . و در باب قرآن از صحيح روايت كند از مسروق كه عبد اللّه بگفت بدان خداى كه غير او خدا نيست كه [ سو ] رتى از قرآن فرو نيامد الا كه من مىدانم كه كجا فرو آمد ، و هيچ آيتى نيست كه فرو آمد الا كه من مىدانم كه « كجا فرو » آمد . و اگر دانستمى كه از من عالم‌تر به كتاب خدا هست ، و با شير آنجا توان رفت ؛ برفتمى . و از ابن عباس [ روايت كند ] كه عمر گفت ابى قران از ما بهتر مىخواند و ما ترك لحن ابى مىكنيم ، و ابى مىگويد من از زبان رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، فرا - گرفتم ، آن را رها نكنم ، قال اللّه تعالى :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ
[ گ 674 ر ]
مِنْها أَوْ مِثْلِها . »
بدان كه آنچه در اول گفت كه عثمان به ابن زبير بن العاص و عبد الرحمن بن الحارث گفت هر آنچه خلاف افتد ميان شما وزيد به لغت قريش بنويسيد ، دليل است بر آن كه عثمان تصرف كرد در آنچه ابو بكر و عمر جمع كرده بودند . و اگر تصرف نكرده بودى اين سخن بىفايده بودى . و تصرف وى صواب بود يا خطا . اگر صواب بود ؛ دليل باشد بر آنكه آن جمع كه ايشان كرده بودند ، زيادت و نقصان بود ، و قوم دوازده سال از مصحف قرآن لحن مىخواندند ، و اصلاح نمىتوانستند كرد . و گويند رسول ، صلى اللّه عليه و آله ، گفت عمر عالم‌تر امت است ، پس اين حديث نه درست بود ، و آنكه اصلاح كرد ازو عالم‌تر باشد . و اگر مىتوانست و نكرد ، اين معنى طعن بود ، در عمر كه امام باشد و عالم‌تر امت ، و اصلاح مصحف توانست كرد و نكرد . و اگر آنچه ايشان جمع كرده بودند حق و صواب بود ،