تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
و جاى ديگر مىفرمايد :
[ « لَوْ هَدانَا ] اللَّهُ لَهَدَيْناكُمْ سَواءٌ عَلَيْنا أَ جَزِعْنا أَمْ صَبَرْنا ما لَنا مِنْ مَحِيصٍ »
. پس چون بلب دوزخ رسيد . . . بدان خاك كه باد مىبرد از اجسام و خوش كه خداى تعالى خاك گردانيده باشد [ كه ،
« يا لَيْتَنِي كُنْتُ ] تُراباً
« كاشكى من آن خاك بودمى . و جابر بن عبد اللّه الانصارى گويد اين ابيات در معنى مخالفت با على ( ع ) شعر :
يا وصى النبى و الخلف البر * علينا لخاتم المرسلينا ان قوما رأوا خلافك رشدا * فهم المبطلون و الملحدونا
قد رأينا النبى فى يوم فم * عرف الناس حقك المستبينا لست ابغى سواك يا صاحب الحوض * اماما و لا بدينك دينا
روايت كند ابو الحسن احمد بن عبد اللّه بن محمد البكرى گفت : خبر دادند مرا بدين حديث خلقى بسيار ، و بعضى در روايت بر بعضى زيادت كردند ، و قومى مختصر بگفتند كه : چون آن اعرابى نزد رسول آمد در آن وقت كه در وادى غماغم بر سر آب ايشان اژدها پديد آمده بود ، و كس را زهره نبود كه نزد چشمهء آب رود از بيم اژدها ، و خلقى بسيار در آن وادى بودند و بيشتر هلاك شدند با مواشى از تشنگى . و اين قصه دراز است و ما چند كلمه اينجا ياد كنيم كه لايق است بدان حال كه از پيش بگفتيم كه : چون وقايع سخت حادث شدى على را فرا پيش انداختندى ، و جماعتى كه برو حسد بردندى ايشان را اين معنى عظيم موافق طبع بودى ، گفتندى : اگر هلاك شود در حرب ، شفاء نفس ما باشد ، و اگر ظفر يابد دفع بلا از ما كرده باشد . و آن اعرابى به شكايت نزد رسول آمده تا رسول صلى اللّه عليه و آله كسى فرستد كه آن شر از ايشان دفع كند . مع القصه ، چون اعرابى حال معلوم رسول كرد ، رسول صلى اللّه عليه و آله