[ ايمن ] پسر ام ايمن با رسول صلى اللّه عليه و آله نمانده بودند ، و باقى صحابه به هزيمت برفتند ، و امير المؤمنين تيغ [ مىزد ] و عباس لگام استر رسول صلى اللّه عليه و آله در دست داشت . و قومى گويند كه سه كس با رسول بودند در آن روز ابو سفيان بن - الحارث بن عبد المطلب لگام استر گرفته بود ، و عباس بر يمين رسول صلى اللّه - عليه و آله ايستاده بود . . . [ و امير المؤمنين ] تيغ مىزد . و در روز احد همچنين جمله بگريختند و با مدينه شدند و گفتند محمد را بكشتند و امير المؤمنين [ گ 663 ر ] با رسول صلى اللّه عليه و آله ايستاده بود و مصاف مىكرد تا كفار به هزيمت رفتند و هرگز رسول صلى اللّه عليه و آله هيچ كس را بر وى امير نكرد ، چنان كه عمرو عاص را بر ابو بكر و عمر امير كرد . و همچنين اسامة بن زيد را بر ايشان امير كرد ، و على پيوسته بر ديگران امير كردى .
و ابو منصور نمرى در اين معنى گويد :
شعر :
ما كان ولى احمد واليا على على ، فتولوا عليه * بل كان ان وجه فى عسكر ، فالامر لا يجعل الا اليه
پس آن همه رنجها و غصهها بكشيد و در ميان ورطهها و مهلكهها مىرفت تا اسلام را به ذو الفقار قوى گردانيد و عرب را مسخر كرد .
چون رسول صلى اللّه عليه و آله به جوار حق رسيد ؛ گفتند دختر وى را ميراث نمىرسد ، و ايشان را در فدك و عوالى و خمس خيبر و آن مدينه و آنچه خدا به رسول صلى اللّه عليه و آله داد حقى نيست ، و على مزاح است ، و امامت را نشايد ، و اختيار از آن ايشان است ، نه از آن خدا و رسول . هر كرا خواهند اختيار كنند و او امام باشد ، چون به ظاهر عدل بود ، و اگر چه در باطن كافر و زنديق باشد .
و خداى تعالى مىفرمايد :
« وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ »
و حال ايشان با امير المؤمنين مثل آن بود .
لهنى ابن احمر كنانى گويد : در حال خود ، و امير المؤمنين عليه السلام بسيار