تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
و نه از قريش بود . چگونه امامت را شايد . اما عصبيت شيعه عمر را بر آن داشته كه هر كه انكار اين سخنان بىاصل متناقض كند ، گويند رافضى است . و چون يكى عامل امر باشد يا قاضى بود ، اگر حكمى كند به خلاف شرع ؛ گويند اجتهاد كرد و خطا افتاد ، او را يك اجر باشد . يعنى اگر اجتهاد وى صواب افتادى او را دو اجر بودى ، چون خطا بود يك اجر باشد . مثل ربيع عامرى كه عامل يمامه بود ، بعد از آنكه از عاملى مداين معزولش كردند سگى بر سگى ضعيف غلبه كرد ، سگ ضعيف را هلاك كرد . ربيع [ خشم ] كرد سگ قوى را به قصاص ضعيف بكشت . شاعرى درين معنى مىگويد : شعر :
شهدت بان اللّه حق لقاؤه * و ان ربيع العامرى رقيع
أقاد لنا كلبا بكلب و لم يدع * و ماء كلاب المسلمين تضيع
* * * بدان كه از صحابه هفت كس بر امير المؤمنين بيعت نكردند : عبد اللّه بن عمر و صهيب و محمد مسلمه و سعد بن ابى وقاص و سعيد بن مالك و اسامة بن زيد و سلمة بن سلامة و از تابعين : ربيع بن حيثم و . . ع بن الاجدع و اسود بن زيد و از صحابه آنكه با معاويه بودند در جنگ صفين و با امير المؤمنين جنگ مىكردند . . . و ابو الدرداء و نعمان بن بشير و ابو امامة باهلى و انس بن مالك و عبيد اللّه بن عمرو عبد اللّه بن خالد ابن . . . و مغيرة بن شعبه و عمرو بن العاص و پسرش عبد اللّه . و رايت اهل بغى و طغيان در صفين بدست عبد اللّه بن [ گ 662 ر ] عمرو بن العاص بود و او تحريض آن ملاعين مىكرد بر قتال امير المؤمنين عليه السلام بخارى در كتاب فتن از صحيح روايت كند از عبد الواحد ، از جعد ، از ابو رجا ، از ابن عباس ، از رسول صلى اللّه عليه و آله كه گفت : هر كه او را چيزى ناخوش آيد از فعل امير بايد كه صبر كند كه هر كه از طاعت سلطان بيرون