بدان كه در حال انصاف به هيچ طريق ايشان درست نتواند كرد كه « لا نورث . . . » حديث است از رسول صلى اللّه عليه و آله و اگر وقاحت و بىشرمى كار فرمايند جوابشان سكوت باشد [ و سخن ] با ايشان گفتن حرام بود .
بدان كه بخارى در دو موضع ذكر آن مىكند كه حمزه با جماعتى از [ صحابه به شرب خمر مشغول ] بودند پيش از آن كه آيهء تحريم آيد . چون مست شد حمزه اشترى از آن على بكشت على به شكايت [ نزد رسول ] رفت صلى اللّه عليه و آله .
رسول بيامد تا آخر قصه . چنان كه در صحيح ياد كرده است
روايت كند محمد بن ابى رافع بن محمد بن نصر و حميد بن ريحويه ، از على بن عاصم و نضر بن شميل روايت كند از عوف بن ابى القموص كه گفت :
ابو بكر خمر خورده پيش از آنكه آيهء تحريم آمد چون مست شد بر قتلى بدر از مشركان نوحه مىكرد و مىگريست و اين بيتها مىخواند :
شعر :
هنيئا بالسلامة ام بكر * و هل لك بعد رهطك من سلام
ذرينى اصطبح للموت كاسا * فان الموت نقب عن هشام
فود بنى المغيرة لو فدوه * بالف مذحج و بالف رام
و كاين بالطوى طوى بدر * من الشيزى يكلل بالسنام
الا من مبلغ الرحمن عنى * بانى تارك شهر الصيام
تحدثنا ابن كبشة ان سنحيا * و كيف حياة اصداء و هام
أ تقتلني اذا ما كنت حيا * و يحيينى اذا ما رمت عظام
اذا ما الراس فارق منكباه * فقد شبع الانيس من الطعام
روايت كردهاند كه قومى از عرب مدتى شعرى ثمانيه را مىپرستيدند و اول كسى كه سجدهء شعرى يمانيه كرد ابو كبشه بود و از بهر اين مشركان رسول