تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
و راست و چپ و زير و بالا ، و آن هفت كه او را هشتم نيست آن هفت شب است كه خداى در قرآن مىگويد ، سبع ليال و هفت آسمان است ، و آن هشت كش نهم نباشد حملهء عرش ، و آن هشت روز كه در قرآن ياد كرديم ، سبع ليال و ثمانية ايام حسوما و آن نه كه آن را دهم نباشد حمل زنان كه در نه ماه زنان را وضع باشد ، و دهى كش يازدهم نبود آن ده روز كه برسى روز موسى زياده كرد تا چهل تمام شد در مناجات موسى عليه السلام ، و ده روز روزهء عوض دم متعه سه در حج و هفت ( روز ) چون با خانه آيد ، و آن يازده كه او را دوازده نباشد برادران يوسف عليه السلام ،
« إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً »
و دوازدهى كه سيزدهم ندارد ( دوازده ) چشمه كه از سنگ روانه شد چون موسى عصا بر آن زد و دوازده نقباء بنى اسرائيل و دوازده امامان از آل محمد عليهم - السلام و دوازده بروج . جهود چون اين سخن بشنيد ، گفت : اشهد ان لا إله الا اللّه . گواهى دهم كه خدا يكى است و محمد رسول اوست ، و تو وصى و خليفهء محمدى به حق ، و علم انبيا عليهم السلام جمله نزد تو است ، و من در توريت همچنين خواندم . روايت كرده‌اند از فتوحى نيسابورى كه او گفت ، شنيدم از امام ابو الفضل كرمانى روز آدينه در ماه شعبان كه بر سر منبر در شهر مرو روايت كرد به اسانيد ، كه در زمان عمر مردى بود در مدينه صالح و درويش ، زنى عابده داشت و ( زن ) حامل بود چون ( وقت ) وضع حمل بود به شوهر گفت ، مرا چيزى چرب مىبايد گوشت پاره يا هر چيز ( ى ) ديگر از هر چربى كه باشد از بهر من ترتيب ده « 1 » باشد كه [ من چون ] آن بخورم اين رنج ( وضع ) حمل بر من آسان گردد . مرد غمناك شد ، گفت : اى زن مىدانى من بر هيچ قادر نيستم كه از بهر تو گوشت خرم و اگر مرا چيزى بودى از تو دريغ نداشتمى و هيچ چاره نمىدانم در تحصيل كردن آرزوى تو . ايشان درين حكايت بودند ناگه گاوى از خانه درآمد
هامش
( 1 ) - م : ترتيب كن
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 286 | محمد بن حسين رازي