نجهد آن بحر بود كه ( خداى تعالى نجات ) موسى [ عليه السلام ] داد از آن و فرعون و اصحاب او را در آنجا غرق كرد ؛ و آن پنج كه خلق ايشان نه در رحم بود آدم بود و حوا ( عليهما السلام ) و عصاى موسى كه چون ثعبان شد و ناقهء صالح و كيش ابراهيم عليهم السلام ؛ اما آنچه يكى است ، خداى تعالى كه شريك ندارد ، و آنچه درو است آدم و حوا ، و آنچه سه است جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل ، و آنچه چهار است توريت و انجيل و زبور و فرقان ، و آنچه پنج است نمازهاى فريضه در شبان روزى ، و آنچه شش است ، قوله تعالى :
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ »
، و آنچه هفت است قول قول خداى تعالى :
« وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً »
، و آنچه هشت است ،
« وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ
، و آنچه نه است آيات كه به موسى داد :
« وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ »
، و آنچه ده است :
« وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ »
، و آنچه يازده است برادران يوسف ، چنان كه فرمود :
« إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً »
و آنچه دوازده است امر خداست به موسى عليه السلام :
« اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً »
چون يهود اين بشنيدند ، گفتند : گواهى دهيم كه خدا يكى است و محمد بنده و رسول اوست ، و تو ابن عم و وصى رسولى . پس روى با عمر كردند و گفتند : گواهى دهيم كه اين برادر رسول است و او سزاوارتر است بدين مقام از تو و جمله مسلمان شدند ، و شرايع و دين نيك بپامىداشتند ، و فرض و سنت از امير المؤمنين بياموختند .
روايت كردهاند كه روزى ديگر جهودى بيامد نزد عمر ، گفت : امير المؤمنين تويى ؟ گفت : بلى . جهود گفت : امت مشكلات از تو پرسند ؟ عمر گفت : هر چه خواهى بپرس تا جواب دهم . جهود ازو پرسيد كدام يكى است كه او را دوم نيست ، و دويى كه او را سوم نيست ، و سهاى كه چهارم ندارد ، و چهارى كه ( او را ) پنجم نيست ، و پنجمى كه او را ششم نيست ، و ششى كه او را هفتم نيست ، و هفتى