تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
گويى كه در دست داشته‌اى ، و وقت هست كه خواب مىبينى و آن را صحتى نمىباشد ؛ و يكى ديگرى را ( مىبيند ) و او را دوست مىدارد و يكى را مىبيند و دشمن مىدارد و ميان ايشان هيچ معرفتى نبوده است ؛ و يكى چيزى به چشم مىبيند و مىشنود روزگار دراز ، پس فراموش مىكند در وقت حاجت و در وقت غير حاجت يادش مىآيد . امير المؤمنين گفت : آنچه گفتى كه در خواب مىبيند خداى تعالى مىفرمايد :
« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى »
. هيچ كس نباشد كه بخسبد الا كه شبه موت درو باشد آنچه در خواب ديد ، در حال آنكه روح از بدن مفارقت مىكند آن از ملكوت باشد و هر چه آن وقت بيند كه روح با تن مىآيد آن تهاويل شيطان باشد ؛ و آنچه يكى را بيند و او را دوست دارد بىمعرفتى و ديگرى بيند و دشمن دارد بىمعرفتى ، خداى تعالى ارواح را پيش از ابدان بيافريد به دو هزار سال ، و مقر ايشان در هوا بود به يك ديگر مىرسيدند بوى به يك ديگر مىكردند چنان كه اسبان بوى به يكديگر مىكنند هر آنچه آن روز يكديگر را بشناختند ايشان را با هم الفت باشد و آنچه يكديگر را نشناختند ميان ايشان بغض و عداوت باشد ؛ اما آنكه چيزى سال‌ها ديده باشد و شنيده و در وقت حاجت فراموش كند هيچ دلى نيست الا كه او را هاله‌اى باشد چنان كه آن ماه چون هاله گرد دل درآيد چيزها فراموش كند آنچه ديده و ( شنيده ) باشد . عمر گفت : راست گفتى ، مرا بعد از تو خدا زندگانى مدهاد ، و نه در در شهرى باشم كه تو در آنجا نباشى . روايت كرده‌اند از عطا از طاووس كه گفت : قومى از يهود نزد عمر آمدند در زمان امارت وى ، ( به عمر ) گفتند تو والى امرى بعد از نبى شما ،
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 282 | محمد بن حسين رازي