دين بيرون روند و مرا به قتال ناكثين و قاسطين و مارقين فرمود ، هر كه از شما آن فتنه را دريابد و خواهد كه جهاد كند با من بيايد كه آن جهادى صافى بود به كتاب خدا و سنت رسول ، از آنها باشيد كه ترك خانه كنند در نصرت ما و اظهار امور دين ، آنكه بميرد از شما مرابط باشد ، و آنكه بماند دريابد آنچه چشمش بدان روشن شود ان شاء اللّه وحده .
شما را خبر مىدهم كه شما را الزام كنند بر ترك آن از جهل خود ، مبادا كه فريفته شويد و شما اقامت عهد نبى كنيد و آموزانيدم شما را آنچه مىبايد كرد و آنچه تركش واجب و از شما ملوكى چند باشند كه نزد ايشان آن عهد مندرس شود ، و فراموش كنى آنچه گفتند و عذاب بديشان فرو آيد ، چنان كه به امم پيشين فرو آمد تا به ظلم و فساد عهد انجامد از درازى زمان و سختى محنت ، كه من بر آن صبر گشتم ، و تسليم فرمان خداى تعالى كردم ، در آن سختى و آن محنتى باشد كه كودك در آن بالغ شود و جوان پير و مؤمن در رنج باشد تا به خدا رسد در آن رنج ؛ آه ! آه ! از متمسكان كه در آن زمان دست در ثقلين زده باشند و بر آن اعتقاد نموده ؛ آه ! آه ! از فرج ، فرج آل محمد از خليفهء مستخلف ظالم ، خلف من و خلف خلفم بكشد ؛ خدايا ! تو زمين از حجت خالى نكنى اما ظاهر و اما پوشيده تا حجت انبيا ، باطل نشود ، و عالمى كه دين تو از وى فراگيرند در دولت اهل باطل ، و او نجات آن كس بود كه تبع وى شود و اقتداء به دو كند .
گفتند كجااند ايشان و چنداند ايشان ، فرمود اندك باشند به عدد ، بزرگ [ باشند ] به قدر ، به بركت ايشان خدا علم و حكمت نگاه دارد تا در سينههاى ايشان و امثال ايشان بنهد تا ايشان امثال خود را بياموزاند « 1 » علم بديشان فرو آمد ، بر حقيقت ايمان بياسودند به سبب آن به روح يقين انس گرفتند بدانچه جاهلان از آن مستوحش بودند و نرم شدند آن را كه منعمان در آن درشت شدند و صحبت كردند با دنيا ، و روحهاى ايشان معلق به محل اعلى ، ايشان حجتان خدااند در
هامش
( 1 ) - م : بياموزند