پس اين آيه فوو خواند :
و
اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ *
، تا آخر ، آنگه گفت ، هدى خداى راه راست است و آن دو است : راه بهشت و راه دوزخ ، و دنيا و آخرت هر كه مستحق عذاب شد ، چنان كه قوم كه پيش ازين بودند تبديل كلام خدا كردند ديدى و شنيدى كه چه بديشان فرو آمد ، و چگونه سنت جارى است در آنان كه باقىاند . بر شما بادا « 1 » كه تمسك به حبل خداى كنيد ، و از حزب خداى باشيد ، و آن رسول و عهد [ گ 637 ر ] و ميثاق خدا و رسول نگاه داريد ، كه اسلام غريب آمد و غريب شود ، خنك باد غرباء را ، در دين غريب باشيد « 2 » چون اصحاب كهف ، و بر شما باد كه سر خود ظاهر نكنيد و بر اهل و فرزند و دوست و قرابت ، كه دين خداى تعالى است ، و تقيه در آن دوست دارد ، و اگر اظهار كنيد شما را بكشند ، اما اگر فرصت يا بى ملك را با وى بگو اى ! بعد از آن كه دانى كه قبول كند كه باب خداى عز و جل و حط ايمان در آن نرود الا آنكه خدا و رسول عهد و ميثاق از دل وى استده « 3 » باشد و او ايمن باشد بر نفس خويش ، اكنون بازگردى با بلاد خويش ، بر آن عهد كه مرا بر آن يافتى كه بعد از يك چند ملوكان ظالم ظاهر شوند ، دين خدا تغيير كنند و تحريف كلام و اولياء آن خداى را جل و علا بكشند و اعداى خداى عزيز كنند و بدعت بسيار شود و سنت مندرس ، تا روى زمين از جور و بدعت پر شود ، بعد از آن خداى تعالى به ما كشف آن ظلم و بلا [ و جور ] بكند از اهل دين ، و روى زمين پر از عدل گرداند چنان كه از ظلم و جور پر بود .
و رسول صلى اللّه عليه و آله مرا گفت ، كه امارت در سنهء خمس و عشرين از موت رسول با من رسد و فتنه و اختلاف امت بر من ظاهر شود ، قومى از
هامش
( 1 ) - م : باد
( 2 ) - ن : باشى
( 3 ) - م : ستده [ يعنى گرفته و استانده باشد ]