ديگر دشمن ، دروغ گويد ، و همچنين محمد و على برادراناند چنان كه جبرئيل و ميكائيل هر كه [ گ 610 پ ] ايشان را دوست دارد دوست خدا باشد ، و آنكه ايشان را دشمن دارد دشمن خدا بود ، و هر كه گويد يكى را دوست دارم و آن ديگر دشمن ، دروغ گويد و خداى و ملايكه و گزيدگان خلق خدا از ايشان برى باشند .
عسكرى عليه السلام گفت : سبب نزول اين آيه :
« مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ . »
تا آخر آيه قول يهود بود اعداء خدا و ناسزا گفتن در حق جبرئيل و آنكه نصاباند اعداء خدا . چون رسول صلى اللّه عليه و آله پيوسته فضايل على ميگفت و شرف و كرامتى كه امير المؤمنين سزاوار آن بود و در هر يك از آن مىگفت ، اخبرنى جبرئيل ، يعنى جبرئيل مرا خبر داد از خداى تعالى و در بعضى احوال گفتى جبرئيل بر راست او باشد و ميكائيل بر چپ و جبرئيل فخر آورد بر ميكائيل كه او بر راست على است و راست از چپ فاضلتر ، چنان كه ندماء ملوك دنيا كه آنكه بر راست ملك باشد فخر آورد بر آنكه بر چپ باشد . و جبرئيل و ميكائيل بر اسرافيل فخر آوردندى كه او از پس بودى به خدمت و ملك الموت از پيش به خدمت . پس دشمنان امير المؤمنين هم دشمن اين چهار ملك مقرب باشند .
چون رسول صلى اللّه عليه و آله به مدينه آمد يهود با عبد اللّه بن صوريا به خدمت رسول آمدند . عبد اللّه گفت : خواب تو چون است كه ما را خبر دادهاند از خواب نبى آخر الزمان . گفت : چشم بخسبد و دل بيدار باشد .
گفت : راست گفتى ، خبر ده مرا كه فرزندان از زن باشند يا از مرد ؟ گفت :
استخوان و عرق از مرد باشد و عصب و گوشت و خون و موى از زن باشد .
گفت : راست گفتى ؛ چرا فرزند وقتى بود كه به پدر و اعمام ماند و شبه اخوال درو نباشد و وقتى بود كه بمادر و اخوال ماند كه شبه پدر و اعمام در وى نباشد ؟ رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : چون آب مرد غلبه كند فرزند به پدر ماند و اعمام و چون آب زن غلبه كند به مادر و اخوال ماند . گفت : راست