تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
خداى جل جلاله كه سلمان و مقداد برادران‌اند صافى در دوستى تو ، و برادر تو على وصى وصفى تو است . و ايشان در ميان شيعهء شما چنان‌اند كه جبرئيل و ميكائيل در ميان ملائكه و ايشان دشمن دارند آن را كه يكى از شما را دشمن دارد و دوست دارند آن را كه شما را دوست دارد . و اگر اهل زمين سلمان و مقداد را دوست دارند چنان كه ملايكه و حجبه ايشان را دوست مىدارند و عرش و كرسى ؛ از آن كه ايشان در دوستى محمد و على بر اخلاص و يقين‌اند و دوستى شيعهء ايشان [ گ 611 پ ] و دشمنى اعداء ايشان خداى تعالى هيچ كس از ايشان به آتش عذاب نكند . و عسكرى عليه السلام گويد : ثم قست قلوبكم من بعد ذلك فهى كالحجارة او اشد قوة ، در حق يهود و نواصب فرو آمد . يهود خشم گرفتند از آنچه ايشان را توبيخ كرد رسول . بعضى از علماء و رؤساء ايشان گفتند : يا محمد ، تو هجو ما مىكنى و دعوى مىكنى از دل‌هاى ما به چيزى كه خداى مىداند كه خلاف آن است ، در دل‌هاى ما خير بسيارست نماز مىكنيم و روزه مىداريم و با فقراء مواساة مىكنيم . رسول صلى اللّه عليه و آله ، گفت : خير آن باشد كه از بهر خداى تعالى كنند و عمل آنكه خداى فرمايد چنان كه فرمايد و آنچه از بهر ريا و سمعت و معاندت رسول كنند و اظهار توانگرى و شرف آن خير نباشد بلكه شر خالص بود و و بال خداوندش باشد و بارى تعالى او را بدان عذاب سخت كند . گفتند : اى محمد ، تو اين مىگويى و ما مىگوييم كه هر چه ما نفقه مىكنيم از بهر ابطال كار تو و دفع رياست مىكنيم و پراكنده كردن اصحاب تو و آن جهاد عظيم است و اميد ثواب داريم بدان از خداى تعالى عالى و تمام اقل احوال آن باشد كه ما در دعوى با تو راست باشيم ترا چه فضل باشد بر ما . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت اى يهود ، در دعوى ، محق و مبطل يكسان باشد اما حجت و دلايل فرق كند ميان تمويهء مبطلان و بيان محققان و رسول