آن بفرمود كه روى به كعبه كنى تا پيدا شود كه كدام قوم متابع رسولاند و تصديق و موافقت وى مىكنند . پس گفت :
« وَ إِنْ كانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ »
يعنى استقبال بيت المقدس گران بود در آن وقت الا بر آن كه بر راه راست بود . و معلوم بود كه روا باشد كه خداى تعالى آن فرمايد كه بنده آن را نخواهد آزمايش در فرمانبردارى و مخالفت هوى . و عسكرى عليه السلام گفت كه جابر بن عبد اللّه از رسول صلى اللّه عليه و آله پرسيد يعنى عبد اللّه بن صوريا . و او جوانى يك چشم بود از احبار يهود . و ايشان دعوى كردند كه عبد اللّه عالمتر جملهء يهود است به كتاب خدا و علم انبياء . او مسائلى چند از رسول صلى اللّه عليه و آله پرسيد . رسول جواب داد به نوعى كه عبد اللّه انكار آن نتوانست كرد .
عبد اللّه گفت : اى محمد ، اين وحى از خداى به تو كه مىآورد ؟ گفت :
جبرئيل . گفت : اگر غير جبرئيل مىآوردى من ايمان آوردمى به تو . اما جبرئيل از ميان ملايكه دشمن ماست اگر ميكائيل يا ديگرى آوردى من مؤمن شدمى . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : چرا جبرئيل را دشمن مىدارى ؟
گفت : از بهر آنكه بلاها و سختىها او به بنى اسرائيل آورد دانيال را از كشتن بخت النصر دفع كرد تا كار وى قوى شد و بنى اسرائيل را هلاك كرد و هر رنجى و محنتى كه به بنى اسرائيل رسيد او كرد و او آورد . و ميكائيل به رحمت بما آيد . رسول صلى اللّه عليه و آله ، گفت : تو امر خداى تعالى فراموش كردى جبرئيل را چه گناه ، چون فرمان خداى تعالى برد در آنچه فرمايد . پس ملك الموت عدو شما باشد كه خدا او را موكل كرده است به قبض ارواح شما و آن جمله خلايق و مادران و پدران كه داروهاى تلخوش به كودكان دهند از بهر مصالح ايشان بايد كه ايشان را دشمن دارند از بهر آن . اما شما خداى را نمىشناسيد و از حكمت او غافليد گواهى دهم كه جبرئيل و ميكائيل آنچه كنند بفرمان خداى عز و جل كنند فرمانبردارند ؛ هرگز كسى يكى را از ايشان دشمن ندارد الا كه دشمن آن ديگر بود و هر كه گويد كه مرا يكى از ايشان دوست است و آن