نمىبينى كه خداى تعالى بعضى را توانگر كرد و بعضى درويش و قومى عزيز كرد و قومى ذليل ، بعضى بيمار و بعضى تندرست و قومى شريف و قومى وضيع ، و همه آنانند كه طعام مىخورند . فقير را نرسد كه گويد چرا او را توانگر آفريدى و مرا درويش و همچنين وضيع نتواند گفت كه چرا او شريف است و من وضيع ، يا او تن درست و من رنجور ، يا او عزيز است و من ذليل ، يا او صورت خوب دارد و من صورت زشت . هيچ يك را نرسد ازين سخن گويد و اگر گويد رد بر خداى تعالى كرده باشد و با او منازعت كرده ، پس به خداى تعالى كافر بود .
و جواب او آن بود كه من ملكم بردارنده و فرونهنده و توانگر و درويشكننده و خوار و شريف و عزيز و ذليلكننده . و همچنين در هر چه افعال وى بود ، و شما بندگان الا تسليم و فرمانبردار حكم من بودن نرسد . و اگر تسليم كنيد بندگان مؤمن باشيد و اگر [ 605 ر ] ابا كنيد كافر باشيد و شما را عقوبت كنم . پس آيه آمد : بگو : من بشرم مثل شما ، مرا مخصوص كرد به نبوت جز از شما ، چنان كه يكى را به فقر مخصوص كند و يكى را به غنا ، و همچنين صحت و سقم و جمال و قبح ، انكار آن مكنيد كه مرا به نبوت مخصوص گردانيد نه شما را .
پس رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : آنچه گفتى كه ملك روم و ملك فرس كسى را به رسولى فرستد كه او را سراها و كوشكها و خيمهها و عبيد و خدم و حشم و مال و نعمت بسيار باشد ، تدبير و مصلحت خداى بهتر داند ، كار نه بر حسب ظن و اقتراح تو كند بلكه آن كند كه خواهد . اى عبد اللّه ، خداى تعالى رسول فرستاد تا دين به خلق آموزد و ايشان را به خداى خواند و نفس خود رنجاند در شب و روز . اگر صاحب قصور و ايوان خيام و خدم و حشم و عبيد باشد او را از خلق بپوشانند ، رسالت ضايع شود و انتظام امور نباشد . نبينى كه ملوك چول در حجاب مىباشند چگونه فساد و خلل ملك پديد مىآيد از جاها
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص١٤٤