باشد ، يا از آسمان پارهاى بر ما اندازى ، چنان كه دعوى كردى كه تو گفتى : « و ان يروا كسفا من السماء ساقطا يقولوا سحاب مركوم » ، باشد كه ما آن بگوييم « او تأتى باللّه و الملائكة قبيلا » ، يا خداى و ملايكه بياورى تا با ما جنگ كنند ، يا ترا خانهاى پر از زر باشد بما مىدهى و ما را توانگر گردانى ، تا باشد كه طاغى نشويم كه تو مىگويى كه انسان چون استغنا بيند طاغى شود ، يا بر آسمان شوى ، و ما ايمان نياريم بر آسمان شدن ترا تا كتابى به يارى كه بخوانيم از خداى عزيز حكيم به عبد اللّه بن اميه و آن قوم كه با وىاند ، ايمان آرند به محمد بن - عبد اللّه بن عبد المطلب كه او رسول من است و او را به راست دارى كه از نزد من آمده است . پس چون اين همه بكنى اى محمد ، نمىدانم كه من ايمان آرم به تو يا نه ، بلكه اگر ما را بر آسمان و در بگشايند و ما را در اندرون برى گوييم چشمهاى ما بستهايد و بر ما سخره كردهايد .
رسول صلى اللّه عليه و آله گفت هيچ سخن نمانده است ؟ گفت : اى محمد اين چه من گفتم كفايت نيست ، بگو هر چه خواهى گفت ! و اگر تو را حجتى هست روشن كن و بيار آنچه ما خواستيم .
رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : خدايا تو شنوندهء هر آوازى و عالمى به كل اشياء ، مىدانى آنچه بندگان تو گفتند . پس خداى عز و جل آياتى چند فرو فرستاد مثل
« ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ »
تا آخر ،
« انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ » *
تا آخر ، و قوله :
« تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً »
تا آخر ، و قوله :
فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ »
و قوله :
« لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ »
تا آخر .
رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : اى عبد اللّه ، آنچه گفتى كه من طعام مىخورم چنان كه شما مىخوريد و گفتى كسى را كه اين باشد نه رسول خداى باشد ، فرمان از آن خداست هر چه خواهد كند و حكم بدانچه مرادش باشد و او محمود است ، ترا و هيچ [ كس ] اعتراض نرسد كه چرا چنين كردى و چگونه نكردى