تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
نستانيد و ديگرى مثل آن بستانيد ؟ ! گفتند : نه . از بهر آنكه در آن دوم دستورى بداده است چنان كه در آن اول . گفت خبر دهيد مرا خدا اولىتر كه تصرف در ملك او نكنند بىدستورى وى ، يا بعضى از بندگان وى ؟ گفتند : خداى تعالى اولىتر از آنكه بىدستورى در ملك وى تصرف نكنيد . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : چرا شما مىكنيد كه خدا دستورى نداد شما را به عبادت و سجده بت كردن ؟ ! [ گ 604 ر ] خاموش شدند و گفتند ما نيز درين باب تفكر و انديشه كنيم صادق عليه السلام گفت : به خداى كه سه روز نگذشت تا جمله بيامدند و ايمان آوردند و ايشان بيست و پنج كس بودند از هر فرقه پنج تن و گفتند : و اللّه اى محمد ، كه از هيچ كس مثل حجت تو نشنيده‌ايم ، گواهى دهيم كه تو رسولى به حق و فرستادهء خدايى و امينى و روحى و غير آن ، و اللّه اعلم .