باشيد . نمىدانيد از حق آن كس كه تعظيم او و عبادتش واجب بود آن است كه بنده را با وى برابر نكنند ؟ اگر پادشاهى يا بزرگى را با بندهء وى راست كنى در خشوع و خضوع و تعظيم ، مىدانيد كه اهانت و حقارت آن پادشاه يا آن بزرگ بود ، چنان كه تعظيم پير كمتر از تعظيم كودك كنند . گفتند :
بلى . گفت : نمىدانيد كه شما چون تعظيم خدا چنان كنيد كه تعظيم صورتها كه مطيع خداى تعالى بودند استخفاف كرده باشيد كه خالق را با مخلوق راست كرده باشيد ، و اين كفر بود . و ايشان نيز خاموش شدند و گفتند انديشه كنيم ما در حال خويش
پس رسول صلى اللّه عليه و آله روى به فرقهء سيوم كرد ، گفت : مثلى آوردى و ما را با خود برابر كردى ، اين مثل نه درست است و شما با ما برابر نباشيد ؛ از بهر آنكه ما بندگان خداايم مخلوق مربوب ، آنچه بفرمايد بكنيم و از هر چه نهى كند بازايستيم و خداى را عبادت كنيم . چنان كه بفرمايد . و چون بفرمايد كه روى به جانبى كنيد مطيع و سامع باشيم و به هيچ جانب ديگر روى نكنيم ، چون ما را فرمود كه روى به جانبى آريم جانب ديگر نخواهد و چون به چيزى فرمود تجاوز از آن نياريم كه چون فرمود كه روى به كعبه كنيد فرمان برديم .
پس فرمود كه هركجا كه باشيد روى با برابر آن كنيد فرمان برديم ، و در هيچ حال از فرمان بيرون نشديم . و خداى تعالى چون به سجود آدم فرمود نه سجود صورتى كه آن غير آدم است پس روا نباشد كه قياس اين بر آن كنيد كه روا بود ، كه اين چه شما مىكنيد بارى جلت قدرته نمىخواهد ؛ از بهر آنكه بدان نفرموده است دگر رسول صلى اللّه عليه و آله گفت ايشان را : اگر مردى شما را دستورى دهد كه در خانهء وى رويد در روزى معين ، شايد كه بعد از آن بىدستورى در خانه رويد يا در خانهء ديگر مثل آن بىدستورى وى ، يا جامهاى از جامههاى وى يا بندهاى از بندگان وى بخشد يا چهارپايى از چهارپايان وى ، روا بود كه آن
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: محمد بن حسين رازي
ص١٣٩