تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
هرگز بهم رسند ؟ گفتند نه . رسول صلى اللّه عليه و آله گفت : پس واجب شد كه هرگز نور با ظلمت نياميزد كه طبع نور صعود است و طبع ظلمت نزول ، و هر يك در غير جهت آن ديگر مىرود ، چگونه عالم از امتزاج ايشان محدث شود ، و اين از جملهء محالات است . پس درست شد كه نور و ظلمت هر دو مخلوق و محدث‌اند . ايشان منقطع شدند ، گفتند كه ما نيز انديشه كنيم . پس رسول صلى اللّه عليه و آله رو به مشركان عرب كرد و گفت : شما از بهر چه بتان مىپرستيد . گفتند : تقرب به خداى تعالى مىكنيم . گفت : ايشان مطيع و سامع‌اند خداى را و او را مىپرستند تا شما تقرب بديشان مىكنيد و تعظيم ايشان نافع مىدانيد ؟ گفتند : نه . گفت : شما به دست خود ايشان را تراشيديد ، اگر از ايشان عبادت جايز بودى اولىتر آن بودى كه ايشان شما را را پرستيدندى ، و شما را تعظيم ايشان نفرمود آنكه عالم است به مصالح و عواقب شما ، وى حكيم و دانا بدانچه تكليف كرده است . چون رسول صلى اللّه عليه و آله اين سخن بگفت ايشان مختلف شدند . بعضى گفتند : خداى تعالى در هياكلى چند [ نزول ] فرمود كه هيكل ايشان برين صورت بود ، ما تعظيم اين صورت‌ها مىكنيم ، چنان كه تعظيم آن صورت‌ها كه بارى تعالى در آن فرو آمد . قومى ديگر گفتند : اين صورت‌هاى قومى گذشتگان است كه مطيعان خدا بودندى ، ما مثل آن صورت‌ها بكرديم و مىپرستيم و تعظيم و قربت خداى عز و جل را . قومى ديگر گفتند كه خداى تعالى چون آدم را بيافريد و ملايكه را را بفرمود كه سجود وى كنند ، ما اولىتريم به سجود آدم از ملايكه و آن از ما فوت شد ، صورت او بتراشيديم و سجده مىكنيم تقرب خداى تعالى ، چنان كه ملايكه تقرب به خداى تعالى كردند به سجود آدم ، و چنان كه شما دعوى مىكنيد كه