ذكر اسلام حمزة بن عبد المطلب رضى اللّه عنهما
از بهر آن درين باب ذكر كرديم كه هم دليلى مىكند [ 596 پ ] بر اسلام « * » ابو طالب از تحريض كه وى را كرده است .
روايت كند عبد اللّه برقى ، از عبد الملك بن هشام ، از زياد بن عبد اللّه ، از محمد بن اسحاق كه گفت : خبر داد مرا مردى از بنى اسلم كه ابو جهل بر رسول صلى اللّه عليه و آله بگذشت به صفا ، دشنام به رسول داد و او را برنجانيد .
رسول هيچ نگفت . مولايى از آن عبد اللّه بن جذعان در مسكن خود نشسته بود بر بالاى صفا ، آن دشنامها و جفاها مىشنيد .
پس ابو جهل بازگرديد و در مسجد شد و پيش قريش بنشست ، در سايهء كعبه . در حال حمزه از صيد مىآمد . كمان با بازو انداخته . و چون از صيد بازآمدى . اول طواف خانه كردى و با خانهء خود رفتى . و چون از طواف فارغ شدى قوم را سلام كردى كسانى كه در مسجد بودندى . چون حمزه به مولاة عبد اللّه بن جذعان رسيد بر صفا و رسول عليه السلام با خانه رفته بود ، مولاة گفت : يا با عمارة ، ندانى كه ابو جهل به چه صفت ايذاء محمد كرد ، درين ساعت او را دشنام داد ، و قبايح گفت درين لحظه بيش از آنكه وصف توانم كرد . و محمد هيچ با وى نگفت ، در خشم شد و آن خشم سبب عز و كرامت وى بود . پس حمزه به شتاب برفت و هيچ جا توقف نكرد تا در مسجد شد كه طواف كند ، پس به طلب ابو جهل رفت . چون ابو جهل را ديد كه ميان قريش نشسته بود پيش وى رفت و كمان بر سر وى زد . سرش بشكست ، بصفتى كه از آن بيم هلاك بود .
جماعتى از بنى مخزوم برخاستند تا نصرت ابو جهل دهند . گفتند : اى
هامش
( 1 ) - نسخه گلپايگانى : ربيعة بن اسود
( 2 ) - حطيم : كنار ديوار كعبه ، حجون : كوهيست مشرف بر كعبه
( 3 ) - نسخه گلپايگانى : توطئه
( 4 ) - در اصل : خانهاى
* - ايمان ابى طالب ص 207 كتابخانه مجمع علمى اسلامى ، تهران
( 5 ) - البداية و النهاية : ابن كثير - ج 3 ص 97 همانجا ( در اصل سه بيت و مغشوش بود :
الا هل اتى الاعداء رأفة ربنا على نأيهم . . . . ) قال السهيلى : بحريّنا يعنى الذين بارض الحبشة .
* نسخه گ ص 31 اضافه دارد و از سطر 5 ص 113 همين چاپ تا سطر 2 ص 114 يعنى در نسخه « م » محذوف است .