فاصدع بامرك ما عليك غضاضة * ابشر وقر بذاك منك عيونا
و دعوتنى و ذكرت انك ناصح * فلقد صدقت و كنت قبل امينا
و اللّه لن يصلوا اليك بجمعهم * حتى اوسد فى التراب دفينا
و قومى بيتى مىافزايند ، بعضى انكار آن مىكنند و مىگويند نه از وى است .
شعر
لو لا الملامة او حذار مسبة * لوجدتنى سمحا بذاك مبينا
و اين بيت نيز اگر ابو طالب گفته است هيچ زيان نمىدارد از بهر آنكه ابو طالب با قريش تقيه مىكرد ، و اگر به يك بار اظهار اسلام كردى كار بر وى و رسول سخت شدى و تدارك آن دشوار بودى ، كه قريش بسيار بودند و بنى هاشم اندك .
و از حضرت صادق صلوات اللّه عليه روايت است كه او گفت : رحم اللّه ابا طالب ، اسر الايمان و اظهر الكفر ،
رحمت خداى بر ابو طالب باد كه ايمان پنهان داشت و اظهار كفر مىكرد .
و قومى گويند كه اين خود رسول صلى اللّه عليه و آله گفته است ، صادق از رسول روايت كرده است . و درين معنى ابو طالب قصيدهء لامى گفته است زياده از صد بيت و گويند صد و بيست بيت است . و درين قصيده در حق رسول گويد :
شعر
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للارامل
روايت است از ابو اسحاق كه در زمان رسول صلى اللّه عليه و آله در مدينه قحطى عظيم بود ، اهل مدينه نزد رسول رفتند و شكايت كردند از تنگى و قحط . رسول صلى اللّه عليه و آله بر منبر رفت ، دعا كرد و باران خواست در حال