تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1693

مساهمون:

ص١٦٩٣
برادر انس بن مالك دلاورى كردند و نيك بر حرب صبر نمودند ، چندان‌كه مسلمانان بر ايشان گرد آمدند و رزمى مردانه بدادند چندان‌كه بيست هزار ( 20000 ) كس از مردم مسيلمه كشته شد ، و هركه از قتل برست بجست . مسيلمه نيز با گروهى گريخته به حديقة الرّحمن درآمد ، مسلمانان نيز از قفاى او برسيدند و در آن باغ نيز در ميانه جنگى صعب برفت ناگاه وحشى كه قاتل حضرت حمزه سيّد الشّهداء عليه السّلام بود حربه‌اى به دو انداخت چنان كه از پشتش بيرون شد ، و يك تن از انصار برسيد و شمشيرى بر او زده حشاشهء جانش را بگرفت - و اين داستان در جاى خود ان شاء اللّه به شرح مىرود - و شاعرى در مرثيه مسيلمه اين شعرها گفته است :
لهفى عليك ابا ثمامة * لهفى على ركن اليمامة
كم آية لك فيهم * كالشّمس تطلع من غمامة
سهيلى گويد اين شاعر سخن به كذب كرده چه آيات او به تمامت ديگرگونه و باژگونه بود .

دعوى نبوّت سجاح بنت حارث

و ديگر از مدعيان پيغمبرى سجاح دختر حارث بن سويد است از بنى يربوع كه نسب به قبيلهء بنى تغلب مىبرد ، هنگام خروج مسيلمه او نيز بجنبيد و به دعوى نبوّت جماعتى را با خود انجمن كرد . مسيلمه چون اين بشنيد بيمناك شد ، او با خود انديشيد كه اگر با او درآويزد و رزم دهد بعيد نيست كه هزيمت گردد ، صواب چنان شمرد كه با او طريق مدارا سپرد و به نزديك او رسولان چرب زبان گسيل ساخت ، و به انفاذ متحف و مهدا « 1 » پرداخت و خواستار ملاقات گشت . چون از هر دو جانب رشته مهر و حفاوت محكم گشت به ديدار يكديگر شتافتند و از هر دو سوى خيمه‌ها برافراشتند و لشكرگاه كردند و در ميان هر دو لشكر
هامش
( 1 ) . تحفه و هديه
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1693 | لسان الملك سپهر