تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1691

مساهمون:

ص١٦٩١
فرستادگان را كشتن روا بود مىفرمودم تا سر از تن شما برگيرند و پاسخ مسيلمه را بدين گونه رقم كرد : من محمّد رسول اللّه الى مسيلمة الكذّاب . سلام على من اتّبع الهدى قد بلغنى كتابك كتاب الكذب و الافك و الافتراء على اللّه فانّ الارض للّه يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتّقين . معنى چنان باشد كه : اين نامهء رسول خداست به مسيلمه كذّاب . سلام بر آن كس كه هدايت را از در متابعت است ، نامهء تو كه كتاب كذب و دروغ بر خدا بود رسيد ، همانا زمين از آن خداوند است به هركه خواهد از بندگان خود عطا كند و نعمت عافيت اهل تقوى راست . هم ابلاغ فرمود كه مردم يمامه را هلاك كردى خداوند تو را و پيروان تو را هلاك كناد . امّا مسيلمه بر كفر بپائيد و پس از رسول خدا نزديك به صد هزار ( 100000 ) كس در گرد او انجمن گشت و مهملى چند بر هم پيوسته كرد و دعوى دار بود كه اين كلمات آسمانى است كه بر من مىآيد ، جماعتى اين كلمات را از وى روايت كرده‌اند . گويند : در برابر سوره و الذّاريات گفت : و الزّارعات زرعا فالحاصدات حصدا فالطّاحنات طحنا فالخابزات خبزا فالاكلات أكلا . و در برابر سوره فيل چنين گفت : الفيل ما الفيل له ذنب وثيل « 1 » و خرطوم طويل . و در برابر سورهء كوثر چنين گفت : انّا اعطيناك الجاهر فصلّ لربّك و هاجر انّ شانئك هو الكافر . اين نيز معجزهء قرآن است كه اين كلمات ناهموار را مسيلمه بر هم بست و به روى انجمن قرائت كرد ؛ زيرا كه مسيلمه عرب بود و هيچ عرب چنين ناستوده سخن نگويد ، و اگر گويد قبح آن را بداند و بر كس نخواند . بالجمله مسيلمه اين سند فضاحت را با فاتحه فصاحت برابر مىگذاشت و قرآن خويش مىپنداشت و لختى از شعبده و سحر و برخى از جادوئى و نيرنجات فراياد داشته به دستيارى آن ، مردم احمق را پاى بست خويش مىساخت . گويند : اول كس كه بيضهء ماكيان را در شيشه‌اى كه دهان تنگ داشت در مىبرد او بود ، و همچنان پر بريدهء طيور را بهم پيوسته مىنمود . چون از اين گونه حيلتها با مردم صحرائى آشكار مىساخت يك دو كذب نيز از معجزات خويش قصّه مىكرد ،
هامش
( 1 ) . وثيل : به معنى ريسمان ابريشمى است .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1691 | لسان الملك سپهر