تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1578

مساهمون:

ص١٥٧٨
چون اين آيات مبارك فرود شد رسول خداى مردم را براى زيارت بيت اللّه از دور و نزديك طلب كرده ، تمامت قبايل عرب را انهى داشت و فرمان رفت كه هركس را آرزوى حج باشد با ما پيوسته شود . گروه گروه آهنگ مدينه كردند و جماعتى از منافقين به زحمت جدرى « 1 » و حصبه گرفتار شدند تا از دولت ملازمت بازمانند ، و از در رفق و مدارا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله با ايشان مىفرمود : انّ عمرة فى رمضان تعدل حجّة . و روز شنبه بيست و سيم و به روايتى روز دوشنبه بيست و پنجم ذىقعده از مدينه خيمه بيرون زد . و هم گفته‌اند روز اول ماه در مدينه غسل فرمود و موى سر را به شانه بزد و با روغن سر و موى مبارك را مسح كرد و تن مطهر را مطيّب ساخت ، و از سلب مخيط « 2 » مجرّد گشت و ازار و ردا بر تن راست كرد و از حجره بيرون شده و چهار ركعت نماز ظهر را در مسجد بگزاشت ، و از راه شجره كه طريق وسط است به جانب ذو الحليفه كوچ داد و نماز ديگر را در آنجا به قصر گذاشت ، و از آن پس نماز به قصر همىداشت با اينكه جز از خداى ترسناك نبود . بالجمله شتران هدى را بعد از اشعار بر تقليد به ناجية بن جندب اسلمى سپرد و يكى را به دست خود اشعار و تقليد كرد ، و رخصت رفت كه اگر شترى ناتوان شود نحر كند و قلاده‌اش را خون‌آلود ساخته بر طرف يمين سنام « 3 » آن زند ، و ناجيه و صاحبان آن از گوشت آن خورش نتوانند كرد و اگر در طىّ طريق از زحمت پيادگى كار بر ناجيه صعب شود بر شتران هدى تواند سوار شد . و در آن سفر فاطمه عليها السّلام و تمامت زوجات مطهّرات ملازم ركاب بودند و هركس در هودجى جاى داشت ، و در آن سفر يكصد و چهارده ( 114000 ) كس و به روايتى يكصد و بيست و چهار هزار ( 124000 ) كس با پيغمبر كوچ همىدادند . و در ذو الحليفه ، محمّد بن ابى بكر از اسماء بنت عميس متولّد شد و اسماء به حضرت پيغمبر فرستاد كه به انفاس چه كنم ؟ فرمان رفت كه غسل كن و لجام ببند . و به روايتى فرمود عورت خويش را محكم بربند و بر احرام خويش بباش و تكبير همىگوى و قانون تكبير بر اين گونه بود : لبّيك الّلهمّ لبّيك لا شريك لك لبّيك انّ الحمد و النّعمة لك و الملك لك لا شريك لك لبّيك . اين كلمه را نيز مىفرمود : لبّيك
هامش
( 1 ) . جدرى : آبله . ( 2 ) . سلب مخيط : جامه دوخته شده . ( 3 ) . سنام : برآمدگى پشت شتر .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1578 | لسان الملك سپهر