تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1574

مساهمون:

ص١٥٧٤
پيغمبر على عليه السّلام را فرمود : دست او را بگير و قرآنش بياموز . روزى چند به تعليم قرآن مشغول شد ، آنگاه عرض كرد : يا رسول اللّه حارث بن ابى ضرار قصد تو دارد اگر فرمان كنى و قومى ملازم من گردانى بر وى غارت برم . پيغمبر او را با جماعتى ملازم ركاب على عليه السّلام فرمود تا بر ايشان غارت بردند و مواشى ايشان را براندند .

سفر حجّة الوداع رسول خدا نيز در سال دهم هجرت بود

حديث كرده‌اند كه ابن عباس مكروه مىداشت كه اين سفر را حجّة الوداع خوانند ، و آن را حجّ البلاغ و حجّ التّمام و حجّة الاسلام مىناميد ، و اينكه آن را سفر حجّة الوداع خواندند از بهر آن بود كه رسول خداى در خطبه‌اى كه عن قريب ذكر مىشود فرمود : فانّى لا أدرى لعلّى لا ألقاكم بعد عامى هذا فى موقفى هذا . و خبر داد كه بعد از اين سال شما را در اين موقف ملاقات نخواهم كرد . لاجرم آن را حجّة الوداع خواندند . جماعتى گويند : رسول خدا قبل از هجرت دو كرّت حجّ « 1 » گذاشت و بعد از هجرت يك نوبت ؛ و نيز گويند : چهار عمره گذاشت : يكى قبل از هجرت ، سه ديگر بعد از هجرت ؛ و آن نخستين در حديبيّه بود ؛ و ديگر عمرة القضاء و سيم را با حجّة الوداع گذاشت . و بعضى گويند : دو عمره به پاى برد ، يكى عمرة الحديبيّه و ديگر عمرة القضاء و گروهى چنان دانند كه پيغمبر يك نوبت حجّ بگذاشت . اكنون كلمه‌اى چند به شرح مىرود كه در ذيل قصه چون ذكر آن كلمات مىشود بر خواننده مجهول نماند . پس بايد دانست كه هدى شتر و گوسفند قربانى را گويند و حجّ قران آن است كه شخص قارن باشد ، يعنى از براى قربانى هدى با خود ببرد ، و حجّ افراد آن است كه شخص هدى با خود ندارد و فرق ميان حجّ تمتع و ميانه قران و افراد اين است كه
هامش
( 1 ) . الحجّ : در لغت به معنى قصد و در عرف فقها : قصد خانهء خداى براى نزديك به خداست ( س ) .