اين حديث چنين مىفرمايد : هذا الخبر حجّتهم فى الاجتهاد و انت ترى عدم صراحته فيه ، فانّه يحتمل ان يكون المراد السّعى فى تحصيل مدرك الحكم مع انّ الخبر ضعيف تفرّدوا بروايته . يعنى : مجتهدين در عمل اجتهاد اين حديث را سند خويش دانند و حال اينكه اين خبر تصريح به اجتهاد نيست ؛ بلكه تواند بود كه از لفظ اجتهاد سعى در تحصيل علم به مجهول باشد ، و نيز اين خبر قوتى ندارد و از اخبار متقنه نباشد .
اكنون بر سر سخن رويم .
بعد از معاذ بن جبل همچنان رسول خداى خالد بن سعيد العاص و عمرو بن حزم و زياد بن لبيد البياضى را هر يك در اراضى يمن حكومتى بداد ، و عكاشة بن ثور را به سكاسك « 1 » و سكين « 2 » فرستاد و فرمان كرد تا هر يك ايشان در قسمت خويش حكومت كند .
سفر علىّ بن ابى طالب عليه السّلام به سوى يمن
و از پس آن على عليه السّلام را فرمان كرد تا با سيصد ( 300 ) تن از ابطال رجال سفر يمن فرمايد ، و از بهر او لوائى بست و همچنان به دست خود دستار بر سر على استوار فرمود ، و علاقهء نزديك به اندازهء شبرى از پيش روى و علاقه از پس سر بگذاشت .
پس على با مردم خويش در محلهء قبا لشكرگاه كرد و پيغمبر به مشايعت آن حضرت حاضر لشكرگاه گشت ؛ و فرمود : يا على تو را سفر مىفرمايم و بر حرمان تو افسوس مىدارم ، برو تا به اراضى يمن و تا اهالى آن مملكت با تو از در مبارزت بيرون نشوند طريق مقاتلت مسپار ؛ و ايشان را به كيش مسلمانى بخوان ، اگر بپذيرفتند اقامت صلاة بر ايشان فرض كن و بفرماى تا صدقات اموال خويش را بر مساكين مردم خود بذل كنند .
على عرض كرد : يا رسول اللّه مرا به مملكت گروهى از اهل كتاب مىفرستى و
هامش
( 1 ) . سكاسك : قبيلهاى است در يمن .
( 2 ) . سكين به تصغير : طايفهاى از عرب است .