تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1554

مساهمون:

ص١٥٥٤
خسته نكند ، و دست بازندارند تا آن كار را به پاى نبرند ، اينك محمّد است كه در برابر يزدان ايستاده است ، زود بشتابيد و او را از آهنگ مباهله بازداريد ، و سخن از در مصالحت و مسالمت دراندازيد ؛ و اين از بهر شما زيانى نباشد ، كار شما با قوم يونس مشابهتى دارد ، چنان كه قوم يونس چون آثار عذاب را نگران شدند به توبت و انابت گرائيدند شما نيز طريق توبت و انابت گيريد . سيّد و عاقب سخنان او را بسنجيدند همه را پخته و سخته ديدند . گفتند : اكنون نيكو آن است كه تو نزديك پيغمبر شوى و قانون ضراعت پيشه سازى و على عليه السّلام را به شفاعت برانگيزى باشد كه خاتمت اين امر به مسالمت پيوسته گردد . پس كرز بن علقمه بىدرنگ آهنگ حضرت پيغمبر كرد و حاضر حضرت شد و عرض كرد : السّلام عليك يا رسول اللّه ، و نخست كلمهء توحيد بگفت و مسلمانى گرفت ، آنگاه عرض كرد كه : يا رسول اللّه مردم نجران از اقدام در امر مباهله پشيمانى گرفته‌اند و اينك خواستار عفو و بخشايش‌اند . پيغمبر فرمود : نيكو باشد ، اكنون مسلمانى گيرند تا آنچه مسلمانان راست نيز ايشان را باشد . عرض كرد : سر به الام در نياورند . فرمود : پس ساختهء جنگ شوند و فيصل امر را به زبان شمشير حوالت كنند تا هر كه خداى خواهد بركشد . گفت : ايشان را نيروى جنگ و قوت مقاتلت با شما نيست الّا آنكه كار به مصالحت و مسالمت اندازند و جزيت بر ذمّت بندند . رسول خداى ، على عليه السّلام را فرمود : تا با ايشان كار مصالحت به پاى برد و گفت : آنچه تو اختيار كنى پذيرفتهء من است . پس امير المؤمنين به نزديك ايشان آمد شرائط صلح و وجوه ذمّت را بر گردن ايشان حمل داد ، و تقرير يافت كه هر سال دو هزار ( 2000 ) جامهء نفيس و هزار ( 100 ) مثقال زر سرخ نيمى در محرم و نيمى را در شهر رجب تسليم دارند ؛ و مقرّر است كه هر جامه را چهل ( 40 ) درهم بها باشد ، و رسولان پيغمبر را نيكو بدارند و ميزبان باشند . و هم گفته‌اند : به شرط بود كه سى ( 30 ) سر اسب و سى ( 30 ) نفر شتر و سى